تبليغاتX
شوق رضوان
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
به مناسبت ميلاد امام رضا (ع)
آغازی بر یک پایان (عيد فطر مبارك)
فزت و رب الكعبة
فروتنی امام حسن(ع)
يك تير و صد نشان
مسابقه بهشتي
حکایتی از ثامن الائمه (ع)
قدر شب قدر را بهتر بدانیم!
برگه ها بالا !
مسابقه تأمل در آيات قرآن
مهماني به سبک خدا
پرواز با دو بال تلاش و دعا
گداي کوي دوست
مشکل تکراري شدن عبادات
فيلمي به کارگرداني خداوند
پاکتر از دوران کودکي
بی تفاوتی به دنیا شرط آرامش بشر
توجه کامل خداوند به بنده نمازگزارش
ملاک تشخیص وظایف اهمّ بر مهم
ستایش پروردگار، هدف خلقت انسان

راه پيشگيري از عجله در نماز
فرض سوم: بنده ای گنهکار و پادشاهی رئوف
تکبر مانع لذت و سعادت واقعی
راه حل خلاصی از تفکرات دنیوی
 
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
 
- سایت شگردها -
- پله پله تا معبود -
غم تنهايي
به حریم تو سوگند
ميثاق‌نامه‌هاي آسماني
دوستی با خدا
سوداگر مرگ
گنجهاي معنوی
اسلام، آئين زندگی...
هر روز در انتظار
خدايا کسی را جز تو نداريم
دانلود انواع بازيها و ...
- آسمونی -
اخلاق و رفتار اسلامی
یاس کبود
- معراج -
قفسی قد تموم آسمون
ره توشه
کهکشان
بايـدها
نجواي خاموش
هيأت نور المهدی
کانون فرهنگی مسجد علی(ع)
روزنوشت دانشجو در مالزي
عاشقان مهدي (عج)
- موفقيت -
بي نشان
حضور سبز
اس ام اس (قشنگاش)
منشور
گل بارون زده
ضامن آهو
يادداشتهای يک خبرنگار
شعرهایی برای ترانه سازی و...
نوشته هاي من
پرنده مهاجر
.:| LOVE to LIVE |:.
زيبای دو عالم
به عشق صاحب الزمان
کلکين انتظار
بــصــائـــر (کربلائی)
کمال انسانی و ... در سلوک عرفانی
سنگها از سنگدلان بهترند
نور قرآن
منو درگیر خودت کن
گهواره عشق
بنام دلخواسته من
اجتماعي , تفريحي و عشقي
حی علی العشق
حاج عبدالرضا هلالي
گل نرگس
Y E K T A
چرند و پرند
تقابل فکری شیعه و سنی
- عقل و دین -
يا امام هشتم
راه راست
عرفان نظری و اخلاق اسلامی
صبح سوخته
مرکز مشاوره شریف
جدیدترین آهنگها و ...
شاخص84
محبان المهدی
دل نوشته ها
يار دلنواز
بيا تو گل من
محفل راهيان نور
بارون نسترن
وبلاگ روابط عمومي
یاعلی گفتیم و عشق آغازشد
دهاقان-سيتی کامپيوتر
کتاب الله و عترتي
پيشواي صبوري
پرنيان مهر
عشق ولايت
دفتر خاطرات قلبم
باغ ياس
آدمک
گوهر ذاتی تو سکوت، ...
از تو مي پرسند
رخ اندیشه
يا سيدة نساء العالمين
هل من ناصر ینصرنی
آفتاب ايراني
وبلاگ اهل بیت عليهم السلام
کسي صدايم مي زند
زنده باد ديوانه
آذر انديشه
حضرت اميرالمؤمنین (ع)
پروانه سوخته
- ظهور -
درد دلهای پاييزی
بازي های کامپيوتري
جامعه مجازی منتظران حضرت
هر چي که دلتون بخواد
- بازگشت عشق -
فيفا
به زندگی لبخند بزن
- ثنا -
- پايگاه فرهنگی شاهد -
ژرفــــــــا
نگراني
کريم اهل بيت (ع)
انصار بندر گز
آسمان عطش
تفکر امام خميني (ره)
آب آيينه
گروه وبلاگهای رضاگستر
شراب آسماني
شهید امر به معروف زوبونی
آئين مهر
به دلم حسرت بينائي نيست
بايدها
بهترين وبلاگ تفريحي
تنها حامي من
- گلبرگ -
- تسنيم -
- علم نوين -
ستاره سکوت
وبلاگ تفريحي کرج
 
تکبر مانع لذت و سعادت واقعی


 

 

سوره نحل / آيات 16 و 17 : «إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ»
«معبود شما خداوند يگانه است؛ امّا كسانى كه به آخرت ايمان نمى‏آورند، دلهايشان (حق را) انكار مى‏كند(1) و مستكبرند. قطعاً خداوند از آنچه پنهان مى‏دارند و آنچه آشكار مى‏سازند با خبر است؛ او مستكبران را دوست نمى‏دارد!»

آيا تا بحال به اين موضوع دقيق شده ايد که چرا خداوند انسان متکبر را دوست نمي دارد؟ و در حديثي از رسول اکرم (ص) هم آمده است که کسي که ذره اي تکبر در دل او باشد، اهل بهشت نخواهد بود. (2)
بگذاريد کمي در حقيقت انسان متکبر دقيق شويم: انسان متکبر کسي است که با اينکه خود را موجودي نيازمند مي بيند و خداوند را در همه جهات برتر از خود مي داند، اما دوست ندارد چنين حقيقتي را بپذيرد. صفت خودخواهيش باعث مي شود که هيچ علاقه اي به شنيدن آيات حق نداشته باشد. چون با شنيدن آيات الهي بايد هميشه سرتعظيم فرود آورد و ستايش و تحسين عظمت و کبرياي حق کند. اما او از اين امور لذتي نمي برد بلکه گريزان از اينهاست.(3)
انسان متکبر در ذهن خود چنين برداشتي دارد که اگر بخواهد مثل بردگان فرامين ارباب را اجرا کند، پس زندگي به چه دردي مي خورد؟ چه لذتي دارد؟ آيا تحت سلطه کسي بودن هم لذت بخش است؟ مورد عتاب واقع شدن و التماس کردن و همه خوبي ها را به خدا نسبت دادن و همه بدي ها را به خود برگرداندن در نظر او اصلاً لذتبخش نيستند و لذا تا مجبور نشود تن به چنين اعمالي نمي دهد. (4)


ادامه مطلب در همين صفحه

حال ببينيم آيا واقعاً براي درک لذت زندگي بايد از بندگي حق و اطاعت اوامر او خارج شد؟ و دين قيد و بندي است که بر پاي ما پيچيده مي شود يا غير از اين است؟

خداوند در وجود همگي ما دو حس قرار داده که اين دو حس تمام علايق ديگر را مي تواند تحت پوشش خود قرار دهد حتي خودخواهي و منفعت طلبي را. آن دو حس عبارتند از علاقه به کمال و تنفر از نقص. تمام موجودات غير خداوند داراي نقص در خلقت هستند و از همين جهت نمي توانند جوابگوي حس کمال جويي انسان باشند. تنها خداوند است که کامل علي الاطلاق است بي هيچ حد و مرزي، و تنها اوست که مي تواند اين انسان تشنه کمال را سيراب کند. وقتي که انسان با خدا آشنا شد، و مجذوب جذبه او گرديد، ديگر ياد خدا، عبادتش، ستايشش، اطاعت از فرامينش و حتي عتاب و توبيخش براي او خوشايند است. لذا از بندگي او لذت مي برد و به آن مباهات مي کند. چنين انساني محبوب حق است و خداوند هم در راه بندگي او لذتها و حلاوتها و مقامهايي معنوي قرار داده که به فکر هيچ انسان متکبري خطور نمي کند.

غلام همت آنـم که زیر چـرخ کبـود             ز هر چه رنگ تعلّق پذیرد آزاد است

 چنانکه حضرت علي (ع) در مناجات با خدا اين حقيقت را از عمق جان ابراز مي دارد : خدايا اين عزت مرا بس که بندگي تو مي کنم و اين افتخار مرا کافي است که تو پروردگار من هستي، تو آنچناني که من مي خواهم (از هر جهت کاملي) مرا نيز آنچنان کن که تو خواهي (مرا از قيد خوديت خارج کن و وجودم را آينه صفات حسناي خود کن). (6) و به راستي حضرت علي (ع) آينه زلال و تمام نماي جمال و جلال الهي است.
خداوندا! یاد خود را در دل ما آنقدر شیرین و دلنشین کن که از یاد غیر تو غافل شویم و عطش کمال بی منتهایت را در دل ما بینداز تا هیچ چیز جز رسیدن به جمال تو، سیرابمان نکند!

والسلام

پاورقي:
____________________________
(1) دقت کنيد که انکار قلبي مطرح است، ولو اينکه به زبان و ظاهر آخرت را قبول داشته باشد.
(2) (كنزل العمال), ج۳/۵۲۷, حديث ۷۷۴۷
(3) وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ: هنگامى كه خداوند به يگانگى ياد مى‏شود، دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند مشمئزّ (و متنفّر) مى‏گردد؛ امّا هنگامى كه از معبودهاى ديگر ياد مى‏شود، آنان خوشحال مى‏شوند. (سوره زمر/45)
(4) در سوره يونس داستان غرق شدن فرعون را نقل مي کند و آورده شده که هنگامي که فرعون در حال غرق شدن بود، فرياد برآورد که ايمان آوردم به يگانگي خدا و من تسليم او شدم. و اين به خاطر آن بود که چاره اي جز توسل به خدا نداشت، اما ندا آمد که الان؟ در حالي که قبلاً عصيان کردي و از مفسدان بودي؟ آري، ايمان در حال ناچاري ارزشي ندارد.
(5) وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ : و ما در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه اهل آن را به ناراحتيها و خسارتها گرفتار ساختيم؛ شايد (به خود آيند، و به سوى خدا) بازگردند و تضرع كنند! (سوره اعراف/94)
(6) اِلـهي كَفى بي عِزّاً اَنْ اَكُونَ لَكَ عَبْداً، وَكَفى بي فَخْراً اَنْ تَكُونَ لي رَبّاً، اَنْتَ كَما اُحِبُّ فَاجْعَلْني كَما تُحِبُّ (مفاتيح الجنان - قبل از باب اعمال ماهها)

حامد | 22:44 - یکشنبه 29 مهر1386
+

راه حل خلاصی از تفکرات دنیوی


 


از حضرت صادق ، عليه السلام نقل شده كه در تورات نوشته شده است : اى پسر آدم ، فارغ شو از براى عبادت من ، تا پر كنم قلب تو را از بى نيازى و واگذار نكنم تو را بـه سـوى طـلب خـويـش ، و بـر مـن اسـت كـه بـبـنـدم راه فـقـر تـو را و پـر كـنـم دل تـو را از خـوف خـويـش . و اگـر فـارغ نـشـوى بـراى عـبـادتـم ، پـر كـنـم دل تو را از اشتغال به دنيا، پس از آن نبندم فقر تو را و واگذارم تو را به سوى طلبت .(1)

در اين حديث نوراني، خداوند وعده داده که هر کس از بندگانش، در عبادتهايي مثل نماز توجهش به سوي خالق متوجه باشد از احتياجات دنيايي او را بي نياز کند و برعکس اگر توجهش به غير او باشد، او را به خود واگذارد و به احتياجات دنيايي گرفتارش کند. اين حديث يکي از الطاف الهي است و کمک بسياري به ما مي کند که بتوانيم از «فرض ذهني» براي خلاص شدن از مشغوليت هاي ذهني در هنگام نماز بهره بگيريم.

قبل از شروع نماز چنين فرض بگيريد که در خلال خواندن نماز، به هر مسأله دنيايي که فکر کنم، اگر چه ممکن است به نتايجي برسم اما بعد از نماز خداوند به خاطر اينکه در نماز به جاي توجه به عبادت، به آن مسأله توجه کردم، مرا در آن عمل موفق نخواهد کرد و جلوي موفقيتم را در آن خواهد گرفت. اين را براي خود يک قانون پذيرفته شده قرار دهيد. بعد از مدتي خواهيد ديد که ذهنتان در نماز هیچ علاقه ای به تفکر در امور دنيايي نخواهد داشت. چون برداشت او اين است که با اين کار به خود ضرر زده و از تفکر در آن امور دنيايي نتيجه معکوس مي گيرد. و هنگامي که از تفکر در امور دنيايي حذر کند، به مرحله فراغ ذهن رهنمون مي شويد که مقدمه حضور قلب در نماز و توجه به يکتا خداي عالم است.


توضیح کاملتر در همين صفحه

موقعيتي را در نظر بگيريد که درگيري هاي شديدي ذهنتان را به خود مشغول کرده، به گونه اي که نمي توانيد از آن افکار لحظه اي خارج شويد. مثلاً در هنگام رانندگي هستيد ولي بيش از نيمي از حواستان به آن درگيري ها دوخته شده. ناگهان به شما خبري مي رسد که بسيار مهم تر از آن افکار اولي است، اينجاست که تمام آن درگيري هاي اوليه فراموش شده و ذهن شما کاملاً متوجه آن خبر دوم مي شود. اين به خاطر آنست که خبر دوم براي شما از ارزش بالاتري نسبت به اول برخوردار بوده است.
حال اينگونه در نظر بگيريد که قبل از آنکه خبر دوم به گوشتان برسد، صداي اذان را بشنويد، اينجا چگونه برخورد مي کنيد؟ آيا اين خبر که وقت نماز فرا رسيده آن تأثيري را که خبر دوم در شما ايجاد کرد و کاملاً از آن درگيري هاي اوليه خارج شديد، بر شما مي گذارد؟ اگر اينچنين نيست، علتش آنست که اهميت نماز در نزد شما کمتر از خبر دوم بوده است. اگر نماز از همه امور در نزد شما مهم تر باشد، وقت فرا رسيدنش تمام ذهنتان متوجه نماز شده و ناخودآگاه از همه مشغوليت هاي ذهني ديگر خارج مي شويد.
ما در اينجا يک معرفت ديني داريم که ايمان به آن باعث مي شود ذهنمان از همه امور دنيايي خلاصي يابد، و آن اهميت نماز نسبت به همه دنيا و امور آن است. اما همانطور که در مطلب گذشته بيان شد اين معرفت را بايد به حالت ملموس درآوريم و بيان کرديم که روش «فرض گرفتن» روش بسيار خوبي براي ملموس نمودن اين معارف است.
راه حل اول (فرض آخرين نماز عمر) در مطلب قبل بيان شد. اما راه حل دوم:
راه حل دوم آن است که فرض بگيريم که هر تفکر دنيوي که در اثناي نماز ذهنمان متوجه آن شود در نهايت به ضرر خودمان تمام مي شود و خداوند جلو موفقيت ما را در آن امر دنيوي خواهد گرفت. مثلاً بعد از نماز يک خانه مي خواهيد خريد کنيد. طبيعتاً ذهنتان مي خواهد به تفکر در مورد آن خانه و قيمت و ... مشغول گردد، اما چنين فرضي بگيريد که اگر در هنگام نماز، فکر خود را متوجه خريد اين خانه کنيد، خداوند شما را در امر خريد اين خانه ناموفق خواهد ساخت و در نتيجه معامله اي هم اگر انجام دهيد در آن ضرر خواهيد ديد. از آنجا که نفس شما هيچگاه در پي ضرر دنيوي زدن به خود نيست، چنين فرضي در نهايت از حواس پرتي در نمازتان جلوگيري خواهد نمود.
در نهايت متذکر اين مطلب مي شويم که اين راه حلها، راه حلهايي است که در مراحل ابتدائي توصيه مي شود. اما بعد از آنکه ايمان به حقيقت نماز در ما شکل گرفت و قلب ما سرشار از عشق به نماز گرديد و از روي علاقه به سمت آن متمايل شد، ديگر چنين راه حلهايي مطرح نيست و در آنجا صحبت از مراتب ديگر حضور قلب است.
خداوندا! به لطف و بزرگواري خود، عشق به نماز را در دل ما زنده کن به گونه اي که همانند رسول گرامي ات نماز نور چشمان ما و برترين عمل در نزد ما محسوب شود!


پاورقي:
______________________
(1) کتاب «چهل حديث» امام خميني، حديث 27، به نقل از اصـول كـافى ، ج 2، ص 83، كتاب ايمان و كفر، باب العباده ، حديث 1.

حامد | 14:42 - پنجشنبه 26 مهر1386
+

احادیث حضور قلب در نماز


 

 

به مناسبت مطلب گذشته، به احادیث بسیار تکان دهنده و سازنده، درباره حضور قلب در نماز و توجه کامل به آن، از کتاب چهل حدیث امام خمینی (ره) توجه می کنیم، ان شاء الله که بتوانیم در این راه قدم برداریم:

  
 امام سجاد (ع) در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد در حاليكه باد آن حضرت را چون خوشه كه با وزش باد به حركت درآيد حركت مى داد. و آن بزرگوار داراى پانصد عدد درخت خرما بود؛ پـس نـزد هـر درخت خرما دو ركعت نماز ميگزارد. و چون در نماز مى ايستاد، رنگش دگرگون مى شد. و چون بنده اى خوار در برابر پادشاهى بزرگوار مى ايستاد و اعضاى بدنش از تـرس خـدا مـى لرزيـد. و چـونـان كـسـى كـه خداحافظى مى كند نماز مى خواند گويا اين آخـريـن نـمـاز اوسـت و بعد از اين ديگر موفق به خواندن نماز نمى شود. (1)

ادامه مطلب در همين صفحه

اگر خدا خواست، به موضوع حضور قلب و چگونگی تحصیل آن در آینده نزدیک خواهیم پرداخت.
و من الله التوفیق و علیه التکلان.


پاورقی:
_______________________
(1) بحارالانوار، ج 46، ص 80، تاريخ سيد الساجدين ، باب 5، حديث 75.
(2) اصـول كـافى ، ج 2، ص 83، كتاب ايمان و كفر، باب العباده ، حديث 1.
(3) فـلاح السائل ، ص 107 و 108، ذكر ادب العبد فى قرائه القرآن فى الصلاة.
(4) وسـائل الشـيـعه ، ج 4، ص 688، كتاب الصلاه ، باب 3، از ابواب افعال الصلاه ، حديث 6.
(5) خـصـال ، ص 613، بـاب الواحـد الى المـاه ، حـديـث 10
(6) ثـواب الاعـمـال و عـقـاب الاعـمـال ، ص 57، ثـواب الصـلاه ، حـديـث 2،
(7) وسـائل الشـيـعـه ، ج 4، ص 685، كـتـاب الصـلاه ، بـاب 2 از ابـواب افعال الصلاه ، حديث 6.


 

حامد | 16:30 - سه شنبه 24 مهر1386
+

ملموس نمودن معارف



بسياري از حقايق و مسلمات ديني، حالت ملموس و قابل ادارکي ندارند، و اين به خاطر آن است که اين حقايق از جنس دنياي ما نيستند. و چون ذهن ما انسانها با دنياي اطرافمان انس دارد، با اينکه حقايق ديني را مي پذيرد، ولي آن ايمان لازم را بدان حقايق پيدا نمي کند.
مثلاً يکي از اين حقايق «برتر بودن نماز بر ساير اعمال» است. اين يک حقيقت مسلم ديني است و با توجه به اينکه بيشترين توجه را بايد به برترين عمل اختصاص داد، پس بيشترين توجه و عنايت ما بايد متوجه نماز باشد و همه کارهاي ديگر تحت الشعاع آن قرار گيرد. در حالي که مي بينيم معمولاً اينچنين نيست.(1) ما اغلب امور ديگر را بر نماز مقدم داشته و توجه بيشتري به آن معطوف مي داريم، در حالي که عقلمان پذيرفته که نماز برترين عمل است، ولي چون اين حقيقت حالت ملموسي ندارد، به باطن قلب خود هنوز آنرا باور نکرده ايم.
درست است که راه حل اين مشکل، ايمان حقيقي پيدا کردن است. اما ايمان امري تدريجي است و ذره ذره در انسان قوت مي گيرد. پس بايد به دنبال راه حلي بود که ايمان به اين حقايق را در انسان به صورت تدريجي زياد کند تا آنجا که همانند امور ملموس و پذيرفته شده، در باطن قلب جاي بگيرد.
پيامبر (ص) و ائمه (ع) که چراغ هدايت بشري هستند، در اينجا هم راه حلي ارائه داشته اند که بسيار کارآمد است. ابتدا به يکي از اين احاديثي که اشاره به اين راه حل دارند، نظر مي کنيم تا به توضيحات برسيم:


ادامه مطلب در همين صفحه

بميريد بميريد در اين عشق بميريد
در اين عشق چو مرديد همه روح پذيريد
بميريد بميريد و زين مرگ مترسيد
کز اين خاک برآييد سماوات بگيريد
بميريد بميريد و زين نفس ببريد
که اين نفس چو بندست و شما همچو اسيريد
يکي تيشه بگيريد پي حفره زندان
چو زندان بشکستيد همه شاه و اميريد
بميريد بميريد به پيش شه زيبا
بر شاه چو مرديد همه شاه و شهيريد
(6)

والسلام علي من اتبع الهدي


پاورقي:
___________________________
(1) در اينجا حال امثال نويسنده در نظر گرفته شده.
(2) بحارالانوار، ج 77، ص 125، روايت 27، باب 6
(3) البته نه اينکه دست به امور روزمره زندگي و امرار معاش نزنيم، بلکه آنها هم خود عبادت محسوب مي شوند، آنچه مهم است اين است که اين امور را در جهت رضاي خدا انجام مي دهيم و از اين جهت فرقي با نماز و عبادتهاي ديگر ندارد.
(4) توجه کنيد که حضرت عزرائيل در وقت مرگ حتي فرصت چشم بر هم زدن هم به ما نخواهد داد، اما اين فرض به ما کمک بسزائي مي کند که آن فرصت را خود براي خود ايجاد کنيم.
(5) موتوا قبل ان تموتوا : بميريد قبل از آنکه ملائکه جانتان را بگيرند.
(6) شعر از مولانا

حامد | 7:34 - یکشنبه 22 مهر1386
+

تبریک عید سعید فطر


 

عیدتون مبارک! ای مهمانان حضرت دوست!

 کم کم غروب ماه خدادیده میشود
صدحیف ازاین بساط که برچیده میشود
دراین بهاررحمت وغفران مغفرت
خوشبخت آن کسی است که بخشیده میشود

 

حامد | 18:25 - جمعه 20 مهر1386
+

وداع آگاهانه


 

سلام بر همه شما روزه داران صبور!

در اين فرصت، مي خواهم به پرسشي بپردازم که براي خودم هم ايجاد شده بود. پرسشي که شايد خيلي هامون تو اعماق ذهنمون داشته باشيم ولي آنرا ابراز نکرده باشيم. اما جوابي هم که در اين مورد بيان مي کنم، شايد کامل ترين جواب نباشه، از شما تقاضا دارم که با نقطه نظراتتان همگي در کامل کردن جواب سهيم شويد.

پرسش: چرا همه ماه ها ماه رمضان نيست؟ چرا خداي مهربان اين حالت عرفاني خاص رو در ماههاي ديگه در ما قرار نداده و دست شيطان را که در ماه رمضان بسته نگه مي دارد، در ماه هاي ديگر رها مي کند؟ (1)

ادامه مطلب در همين صفحه

حامد | 7:30 - پنجشنبه 19 مهر1386
+

امتحان اتکاء به پروردگار



سوره يوسف / آيه 42 : «وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ»
«آنگاه يوسف از رفيقي که اهل نجاتش يافت، درخواست کرد که مرا نزد پادشاهت ياد کن (باشد که چون بي تقصيرم ببيند، از زندانم برهاند) در آن حال شيطان ياد خدا را از نظرش ببرد و (به خلق متوسل شد) (۱) بدين سبب در زندان چندين سال محبوس بماند»

خداوند همه افراد انساني را مورد امتحان و آزمايش هاي خاص به خود قرار مي دهد، پيامبران الهي هم از اين قاعده مستنثا نيستند، بلکه امتحان پيامبران در حد بالاتري قرار دارد و سخت تر و ظريف تر از ديگر بليات الهي است.
در داستان حضرت يوسف (ع) ـ که به فرموده قرآن احسن القصص است ـ مي خوانيم که آن زمان که حضرت به مکر زليخا، بدون اينکه گناهي مرتکب شده باشد، زنداني شد، در زندان با دو نفر هم اتاق بود. آن دو نفر يک شب خواب هاي متفاوتي مي بينند و از حضرت يوسف مي خواهند که خوابشان را تعبير کند. حضرت يوسف بعد از موعظه آنها و دعوت آنها به توحيد و شناخت خداي يکتا، تعبير خواب آنها را چنين مي کند که يکي اهل نجات است و به زودي از زندان آزاد خواهد شد و ديگري به دار آويخته مي شود. سپس رو به آن کسي که اهل نجات است نموده، و از او مي خواهد که وقتي از زندان آزاد شدي، پيش پادشاه و عزيز مصر، حال مرا يادآوري کن، شايد مرا هم از زندان برهاند.
در اين حال شيطان، ياد پروردگار عالم را از نظر حضرت يوسف برد و همان يک کلام کافي بود که خداوند هم مجازات سختي برايش در نظر بگيرد و تقاضاي حضرت يوسف را از ياد رفيقش خارج کند تا چند سال ديگر در زندان اسير باشد.
آري اين است مجازات پيامبر بي گناهي که تنها يک لحظه از از تکيه به قدرت حق غفلت ورزيد، در حالي که حضرت يوسف به اينکه تمام امور به دست پروردگار عالم است، ايمان کامل داشت. خدا بر مثل نويسنده اين مطلب رحم کند که عمري است در غفلت است.


ادامه مطلب در همين صفحه

حامد | 7:52 - سه شنبه 17 مهر1386
+

خضوع در برابر حق


 

سوره شعراء / آیه 4 : «إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ»
«اگر ما اراده كنيم، از آسمان بر آنان آيه‏اى نازل مى‏كنيم كه گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد!»

یکی از اشکالاتی که برای برخی در ذهنشان پیش می آید این است که اگر خدا خالق هستی است، چرا آن را به حال خود رها کرده است؟ و اگر هم او را رها نکرده و تدبیر امور عالم به دست اوست، چرا ما نباید اثری از این سلطنت مطلقه الهی ببینیم.
در حقیقت ما فقط آثار خلقت خدا را که آسمانها و زمین و ... است مشاهده می کنیم اما این آثار طوری به هم متصل شده اند که در نگاه اول مانند یک ساعت کوک شده از قبل، روز و شب از پس هم می آیند و پدیده ها طبق برنامه و نظم مشخصی صورت عمل می گیرند. من از این تدبیر، تعبیر به تدبیر پشت پرده می کنم. این تدبیر پشت پرده سبب شده بعضی خیال کنند که خداوند بعد از اینکه زمین را در مدار خودش قرار داد و علت ها را به پدیده ها متصل گردانید دیگر جهان را به حال خود رها نمود، و تدبیر عالم را به دست خود طبیعت سپرد.
ولی خداوند با ارسال رسل به بیان حقایق ناپیدای هستی پرداخت و یکی از معارفی که برما انسانهای غافل آشکار کرد این بود که تدبیر عالم هستی به دست اوست (1) اگر چه این تدبیر به صورت غیر آشکار و پشت پرده انجام می گیرد.


ادامه مطلب در همين صفحه

با جواب این سؤال، هدف خلقت روشن می شود و اطمینان خاصی وجود انسان را فرا می گیرد.
اما مقدمه جواب : مخلوقات الهی همگی بلا استثنا در برابر قدرت الهی خاضع و فرمانبردارند حتی انسان. چرا که قدرت الهی مافوق تمام قدرتهاست و موجودی را توان عرض اندام در برابر عظمت الهی نیست. (2) حال اگر خداوند قدرت و عظمت خود را بر این انسان آشکار کند، فرصت اندیشه به انسان ها نمی دهد و انسانها چه از روی اکراه و چه از روی رغبت فرمانبردار و خاضع مقام الهی خواهند بود. اما انسان موجودی متفاوت است، قرار نیست که او هم مانند بقیه مخلوقات الهی سلطنت الهی را مشاهده کند. او دارای نعمت عقل است. و قرار است با عقل خود انتخاب کند نه با مشاهده هیبت الهی.

 با این مقدمات روشن می شود که چرا خداوند ابهت و سلطنت خود را در این عالم آشکار نکرده است که به فرموده او در قرآن اگر بخواهد آیتی می فرستد که همه انسانها مطیع امر الهی شوند.
بلکه خدا از ما انتظار بالاتری دارد و آن اینکه خود به مدد عقل خویش بیندیشیم و از آیات و نشانه های خلقت پی به عظمت و علم بی پایان و نیز وحدت خالق ببریم (3) که اگر توانستیم به عقل خود به این مرحله برسیم و قلب خود را در برابر او خاشع گرداندیم، خداوند هم به فضل خود پرده های غفلت را از برابر چشم دل ما کنار می زند تا به باطن قلب خود شهود عظمت و کبریای الهی کنیم و همراه با مخلوقات دیگر الهی به تسبیح و تعظیم و محمدت حق تعالی بپردازیم که إن من شیء الا یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم. (هیچ موجودی در عالم نیست مگر آنکه تسبيح و حمد او مى‏گويد؛ ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد. سوره اسراء / 44)
خداوندا مالکیت خود را بر عالم هستی در همین دنیا بر ما آشکار کن (4) تا قلوب ما در برابر عظمتت خاشع و فرمانبردار گردد! (5)

سبحان ربک رب العزة عمّا یصفون و سلام علی المرسلین و الحمد لله ربّ العالمين
التماس دعا

پاورقی:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) لله الامر من قبل و من بعد : کلیه امور عالم از قبل از این و بعد از این، همه به امر خداست (روم / 4)
(2) لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ : اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مى‏كرديم، مى‏ديدى كه در برابر آن خاشع مى‏شود و از خوف خدا مى‏شكافد! اينها مثالهايى است كه براى مردم مى‏زنيم، شايد در آن بينديشيد! (حشر/21)
(3) كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ : اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما شرح مى‏دهد؛ شايد انديشه كنيد! (بقره / 242)
(4) «يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ»
«روزى كه همه آنان آشكار مى‏شوند و چيزى از آنها بر خدا پنهان نخواهد ماند؛ (و گفته مى‏شود:) حكومت امروز براى كيست؟ براى خداوند يكتاى قهّار است!» (غافر / 16)
(5) اگر دقت فرمایید اجابت این دعا باعث می شود که ما به توفیق بزرگتری نایل شویم و آن ایمان به حق تعالی با قوه تعقل خویش است.

حامد | 23:58 - شنبه 14 مهر1386
+

روز قدس


 

امروز روز جهانی قدس شریف است! روزی برای حمایت از مظلومین فلسطین!

هر کدام از ما در حد توان از مظلومان فلسطینی حمایت نموده و بیزاری خود را از یورش صهیونیست ها به مناطق متعلق به مسلمانان اعلام می داریم. یکی با شعار و برپایی تظاهرات و یکی با قلم خود و یکی به صورت کمک مالی و ... در نهایت وبلاگ نویسان هم با اعلام حمایت و زنده نگه داشتن روز قدس و یاد شهیدان مظلوم آن دیار!

به امید نابودی هر چه سریعتر رژیم غاصب صهیونیستی!

در ادامه قسمتهایی از سخنرانی امام خمینی (ره) را درباره ویژگيهای روز جهانی قدس می خوانیم:


ادامه مطلب در همين صفحه

حامد | 5:13 - جمعه 13 مهر1386
+

جواب به نقطه نظرات


سلام!

در ایام پر فیض شبهای قدر قرار داریم، امشب هم شب بیست و سوم ماه است، قدر این شب عزیز را بدانیم و دیگه امشب در راز و نیاز با خدا ناگفته ای بر جا نگذاریم.
اعمال مخصوص شبهای قدر در مفاتیح الجنان مفصلاً بیان داشته شده، من اینجا ذکر نکته ای می کنم و آن اینکه در این شب که نمازهای مستحبی مخصوص را به جا می آوریم، نماز شب را فراموش نکنیم که همیشه از برکات نماز شب گفته شده و حال ببینید در شب قدر این برکات چقدر مضاعف خواهد شد.

و اما جواب نقطه نظرات دوستان
ابتدا از همه عزیزانی که لطف نموده و مطالب را مطالعه کرده و نظرات خود را ابراز می دارند تشکر خالصانه دارم! حتماً اگر در بیان مطالب اشتباه و نقصی ملاحظه نمودید بیان فرمایید.


ادامه مطلب در همين صفحه

حامد | 5:54 - پنجشنبه 12 مهر1386
+

فراتر از جبرئیل امین



سوره بقره/ آیه 207 : «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ»
«در مـيـان مـردم كـسـانـى هستند كه متاع جان را به نقد خشنودى جانان مى فروشند و جان آفرين را بر بندگان بسى مهربانى است»

يکي از افتخارات حضرت امير عليه السّلام ماجراى ليله المبيت است . ليله المبيت گرچه شـب بـود و تـاريـك امـا در تـاريـخ پرافتخار زندگى على عليه السّلام از روشنترين و درخـشـانترين لحظات است و در كتاب گرانقدر عمر او مستندترين فصلى است كه حاكى از عـشـق بـى شائبه وى به محمد صلّى الله عليه و آله مى باشد
شأن نزول آیه فوق هم همین واقعه است. در تفسیر نمونه آمده است:


ادامه مطلب در همين صفحه

حامد | 3:14 - سه شنبه 10 مهر1386
+

شناساندن شب قدر


 

 خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره اى خاص (سوره مبارکه قدر) شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آيه اين سوره مباركه فرموده است:
«قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مى آيند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او, برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است

فردى به امام باقر(ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند::«والعمل الصالح فيها من الصلاه والزكاه و انواع الخير خير من الف شهر ليس فيها ليله القدر»(1); كار شايسته از قبيل نماز و زكات, صدقات و انفاقات و, انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست, انجام شود.

حامد | 16:48 - یکشنبه 8 مهر1386
+

شب قدر شب وصال (شعر)




سلام فيه حتی مطلع الفجر شب قدر است و طی شد نامه هجر
که در اين ره نباشد کار بی اجر دلا در عاشقی ثابت قدم باش
و لو آذيتنی بالهجر و الحجر من از رندی نخواهم کرد توبه
که بس تاريک می‌بينم شب هجر برآی ای صبح روشن دل خدا را
فغان از اين تطاول آه از اين زجر دلم رفت و نديدم روی دلدار
فان الربح و الخسران فی التجر وفا خواهی جفاکش باش حافظ
حامد | 4:12 - یکشنبه 8 مهر1386
+

رهایی از سلطه شیطان با توکل


 

سوره نحل / آیات 98 و 99: « فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»
« هنگامى كه قرآن مى‏خوانى، از شرّ شيطان مطرود، به خدا پناه بر! چرا كه او، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند، تسلّطى ندارد.»

یکی از طرقی که خداوند حکیم، بندگانش را به واسطه آن آزمایش می کند، مکر شیطان است. این که شیطان توانایی دارد به قوه تفکر انسان نفوذ کند و وسوسه هایش را به گوش او برساند، یکی از مهمترین اسباب آزمایش الهی است. چنانکه اگر خداوند متعال، چنین برنامه ای برای انسان تنظیم نکرده بود، به هیچ وجه شیطان را به حریم انسانی قدرت نفوذ نمی داد و در حقیقت شیطان (به صورت ناخواسته) یکی از مأموران الهی است که وظیفه تکمیل وسایل آزمایش انسان را به عهده دارد.
چرا ناخواسته؟ چون شیطان خود چنین قصدی ندارد، او نمی خواهد کار خداوند را پیش ببرد، بلکه برعکس درصدد است که با وسوسه بندگان حق، در برنامه خدا اخلال ایجاد کند، غافل از آنکه کاملاً در جهت پیشبرد برنامه الهی عمل می کند. ضمن آنکه این عمل ناخواسته، هیچ کمکی به نجات او از آتش قهر الهی نخواهد کرد که إنما الاعمال بالنیات، میزان سنجش نیت شخص است نه خود عمل، چرا که در شریعت عارفان حقیقی، هیچ عمل شری در عالم امکان به وقوع نمی پیوندد.


        پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت              آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد

ادامه مطلب در همين صفحه

حامد | 15:51 - شنبه 7 مهر1386
+

طلب مغفرت


 

سوره توبه ـ آيه 114 : «مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ»
«براى پيامبر و مؤمنان، شايسته نبود كه براى مشركان (از خداوند) طلب آمرزش كنند، هر چند از نزديكانشان باشند؛ (آن هم) پس از آنكه بر آنها روشن شد كه اين گروه، اهل دوزخند!»

طلب مغفرت يکي از فروع ايمان به پروردگار و خشوع در برابر اوست. لذا يکي از صفات بارز مؤمنين آن است که زياد استغفار مي کنند. استغفار تنها در جايي نيست که انسان جاهلانه گناهي مرتکب مي شود، بلکه در همه حالات وجود دارد. درجه استغفار هر انساني به قدر معرفت اوست. اگر بداند که حتي عبادتي که با اهتمام کامل آنرا انجام داده، نمي تواند در خور حق تعالي و ادا کننده حق عبادت او باشد، از اين عبادت هم استغفار مي کند.



ادامه مطلب در همين صفحه

التماس دعا!

پاورقي:
__________________
(1) إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ وَلَوْ جَاءتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ (يونس/97-96)
(و بدان) آنها كه فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق يافته، (و بجرم اعمالشان، توفيق هدايت را از آنها گرفته هرگز) ايمان نمى‏آورند،هر چند تمام آيات (و نشانه‏هاى الهى) به آنان برسد، تا زمانى كه عذاب دردناك را ببينند! (زيرا تاريكى گناه، قلبهايشان را فرا گرفته، و راهى به روشنايى ندارند!)
(2) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء ... (الممتحنة/1)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد!
(3) وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ (توبه / 114)
 و استغفار ابراهيم براى پدرش [= عمويش آزر]، فقط بخاطر وعده‏اى بود كه به او داده بود (تا وى را بسوى ايمان جذب كند)؛ امّا هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست؛ به يقين، ابراهيم مهربان و بردبار بود!
(4) آيات اوليه سوره الممتحنة به تشريح اين برائت پرداخته است.
(5) پروردگارا! هر كه را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افكنى، او را خوار و رسوا ساخته‏اى! و براى افراد ستمگر، هيچ ياورى نيست! (آل عمران / ۱۹۲)

حامد | 6:51 - سه شنبه 3 مهر1386
+

درد هجران (شعر)



کاش وقتي لب گشودي بر کلام            يک تبسم بر لبانت مي نشست
جور بعد از مهرباني نارواست شد         شد دل از جور تو مست و مي پرست
نيمه جان افتاده بودم در برت         کاش تيري از نگاهت مي گذشت
من نمي خواهم بميرم بي نصيب         کاش فريادم دلت را مي شکست
گفته اي بردرد هجران چاره نيست         گر به رحم آيد دل تو چاره هست

حامد | 10:34 - یکشنبه 1 مهر1386
+

به نام خالق قرآن

سلام

صحبت از ماه رمضانه، همون ماه دوست داشتني و پر از نور! همان ماهي كه وقتي نزديك مي شه دل از اشتياقش به تپش مي افته، و وقتي هم مي خواهد بره، ما را با دست پر مي فرسته، با كوله باري از نورانيت و سازندگي روحي.
طبق قرار هر سال برگشتم تا دوباره با هم اين ضيافت را پر رونق كنيم، مي خواهيم امسال بيش از سالهاي گذشته غرق در تفكرات فرامادي شويم و از باطن بيش از ظاهر بگوييم.

به اميد خدا

 
همانا رسول خدا (ص) همواره مي‏فرمود: «گرداگرد بهشت را دشواريها (مکاره) و گرداگرد آتش جهنم را هوسها و شهوات گرفته است.» آگاه باشيد! چيزي از طاعت خدا نيست جز آن که با کراهت انجام مي‏گيرد و چيزي از معصيت خدا نيست جز اينکه با ميل و رغبت عمل مي‏شود ، پس رحمت خداوند بر کسي که شهوت خود را مغلوب و هواي نفس را سرکوب کند، زيرا کار مشکل، باز داشتن نفس از شهوت بوده که پيوسته خواهان نافرماني و معصيت است. بندگان خدا! بدانيد که انسان باايمان، شب را به روز، و روز را به شب نمي‏رساند جز آنکه نفس خويش را متهم مي‏داند، همواره نفس را سرزنش مي‏کند، و گناهکارش مي‏شمارد، پس در دنيا چونان پيشينيان صالح خود باشيد، که در پيش‏روي شما درگذشتند و همانند مسافران، خيمه خويش را از جا درآورند و به راه خود رفتند.

ويژگيهاي قرآن:
آگاه باشيد! همانا اين قرآن پنددهنده‏اي است که نمي‏فريبد، و هدايت‏کننده‏اي است که گمراه نمي‏سازد، و سخنگويي که هرگز دروغ نمي‏گويد. کسي با قرآن همنشين نشد مگر آنکه بر او افزود يا از او کاست، افزودن در هدايت و کاهش از کوردلي و گمراهي. آگاه باشيد کسي با داشتن قرآن، نيازي ندارد، و بدون قرآن بي‏نياز نخواهد بود ، پس درمان خود را از قرآن بخواهيد، و در سختيها از قرآن ياري بطلبيد، که در قرآن درمان بزرگترين بيماريها يعني کفر و نفاق و سرکشي و گمراهي است، پس به وسيله قرآن خواسته‏هاي خود را از خدا بخواهيد، و با دوستي قرآن بخدا روي آوريد، و به وسيله قرآن از خلق خدا چيزي نخواهيد، زيرا وسيله‏اي براي تقرب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد. آگاه باشيد، که شفاعت قرآن پذيرفته‏شده، و سخنش تصديق مي‏گردد، آن کس که در قيامت، قرآن شفاعتش کند بخشوده مي‏شود، و آن کس که قرآن از او شکايت کند محکوم است، در روز قيامت ندادهنده‏اي بانگ مي‏زند که: «آگاه باشيد امروز هر کس گرفتار بذري است که کاشته و عملي است که انجام داده، جز اعمال منطبق با قرآن.» پس شما در شمار عمل‏کنندگان به قرآن باشيد، از قرآن پيروي کنيد، با قرآن خدا را بشناسيد، و خويشتن را با قرآن اندرز دهيد، و راي و نظر خود را برابر قرآن متهم کنيد، و خواسته‏هاي خود را با قرآن نادرست بشماريد.

تشويق به اعمال نيکو
عمل صالح! عمل صالح! سپس آينده‏نگري! آينده‏نگري! و استقامت! استقامت! آنگاه، بردباري! بردباري! و پرهيزکاري! پرهيزکاري! براي هر کدام از شما عاقبت و پايان مهلتي تعيين‏شده، با نيکوکاري بدانجا برسيد، و همانا پرچم هدايتي براي شما برافراشتند، با آن هدايت شويد، و براي اسلام نيز هدف و نتيجه‏اي است به آن دسترسي پيدا کنيد، و با انجام واجبات، حقوق الهي را ادا کنيد، که وظائف شما را آشکارا بيان کرده و من گواه اعمال شما بوده و در روز قيامت از شما دفاع مي‏کنم و به سود شما گواهي مي‏دهم.
از خطبه 175 نهج البلاغه
 
 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.SHiaTheme.ir