تبليغاتX
شوق رضوان
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
به مناسبت ميلاد امام رضا (ع)
آغازی بر یک پایان (عيد فطر مبارك)
فزت و رب الكعبة
فروتنی امام حسن(ع)
يك تير و صد نشان
مسابقه بهشتي
حکایتی از ثامن الائمه (ع)
قدر شب قدر را بهتر بدانیم!
برگه ها بالا !
مسابقه تأمل در آيات قرآن
مهماني به سبک خدا
پرواز با دو بال تلاش و دعا
گداي کوي دوست
مشکل تکراري شدن عبادات
فيلمي به کارگرداني خداوند
پاکتر از دوران کودکي
بی تفاوتی به دنیا شرط آرامش بشر
توجه کامل خداوند به بنده نمازگزارش
ملاک تشخیص وظایف اهمّ بر مهم
ستایش پروردگار، هدف خلقت انسان

راه پيشگيري از عجله در نماز
فرض سوم: بنده ای گنهکار و پادشاهی رئوف
تکبر مانع لذت و سعادت واقعی
راه حل خلاصی از تفکرات دنیوی
 
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
 
- سایت شگردها -
- پله پله تا معبود -
غم تنهايي
به حریم تو سوگند
ميثاق‌نامه‌هاي آسماني
دوستی با خدا
سوداگر مرگ
گنجهاي معنوی
اسلام، آئين زندگی...
هر روز در انتظار
خدايا کسی را جز تو نداريم
دانلود انواع بازيها و ...
- آسمونی -
اخلاق و رفتار اسلامی
یاس کبود
- معراج -
قفسی قد تموم آسمون
ره توشه
کهکشان
بايـدها
نجواي خاموش
هيأت نور المهدی
کانون فرهنگی مسجد علی(ع)
روزنوشت دانشجو در مالزي
عاشقان مهدي (عج)
- موفقيت -
بي نشان
حضور سبز
اس ام اس (قشنگاش)
منشور
گل بارون زده
ضامن آهو
يادداشتهای يک خبرنگار
شعرهایی برای ترانه سازی و...
نوشته هاي من
پرنده مهاجر
.:| LOVE to LIVE |:.
زيبای دو عالم
به عشق صاحب الزمان
کلکين انتظار
بــصــائـــر (کربلائی)
کمال انسانی و ... در سلوک عرفانی
سنگها از سنگدلان بهترند
نور قرآن
منو درگیر خودت کن
گهواره عشق
بنام دلخواسته من
اجتماعي , تفريحي و عشقي
حی علی العشق
حاج عبدالرضا هلالي
گل نرگس
Y E K T A
چرند و پرند
تقابل فکری شیعه و سنی
- عقل و دین -
يا امام هشتم
راه راست
عرفان نظری و اخلاق اسلامی
صبح سوخته
مرکز مشاوره شریف
جدیدترین آهنگها و ...
شاخص84
محبان المهدی
دل نوشته ها
يار دلنواز
بيا تو گل من
محفل راهيان نور
بارون نسترن
وبلاگ روابط عمومي
یاعلی گفتیم و عشق آغازشد
دهاقان-سيتی کامپيوتر
کتاب الله و عترتي
پيشواي صبوري
پرنيان مهر
عشق ولايت
دفتر خاطرات قلبم
باغ ياس
آدمک
گوهر ذاتی تو سکوت، ...
از تو مي پرسند
رخ اندیشه
يا سيدة نساء العالمين
هل من ناصر ینصرنی
آفتاب ايراني
وبلاگ اهل بیت عليهم السلام
کسي صدايم مي زند
زنده باد ديوانه
آذر انديشه
حضرت اميرالمؤمنین (ع)
پروانه سوخته
- ظهور -
درد دلهای پاييزی
بازي های کامپيوتري
جامعه مجازی منتظران حضرت
هر چي که دلتون بخواد
- بازگشت عشق -
فيفا
به زندگی لبخند بزن
- ثنا -
- پايگاه فرهنگی شاهد -
ژرفــــــــا
نگراني
کريم اهل بيت (ع)
انصار بندر گز
آسمان عطش
تفکر امام خميني (ره)
آب آيينه
گروه وبلاگهای رضاگستر
شراب آسماني
شهید امر به معروف زوبونی
آئين مهر
به دلم حسرت بينائي نيست
بايدها
بهترين وبلاگ تفريحي
تنها حامي من
- گلبرگ -
- تسنيم -
- علم نوين -
ستاره سکوت
وبلاگ تفريحي کرج
 
گداي کوي دوست



   با سلام خدمت دوستان همراه! در بحث عوامل پديد آمدن حالت تکرار و راههاي مقابله با آن به دومين عامل مي رسيم:

در دسترس بودن نماز:

يک سؤال ساده: کدام يک از اين دو نعمت الهي مهمترند و نياز به شکر بالاتري دارند: آب يا طلا. مسلماً آب نعمت مهمتري است. چرا که بدون آن، نمي توانيم به حيات خود ادامه دهيم، اما بدون طلا هم مي توان زنده ماند. اما همين دو تا از نظر اهميت در نظر ما انسانها اگر با هم مقايسه شوند، طلا ارزشمندتر است. اين فقط به خاطر آنست که آب را خداوند به قدر فراواني در اختيار ما قرار داده به گونه اي که هيچ انساني از اين نعمت الهي محروم نمانده است. و چون هميشه در دسترس است از اهميتش در ذهن ما کاسته شده است.
اگر بخواهيم اهميت آب را در نظر خود افزايش دهيم و در نتيجه شکر بهتري از اين نعمت الهي به جاي آوريم، بايد خود را در موقعيتي خاص قرار دهيم. مثلاً موقعيت روزه فرصت مناسبي ايجاد مي کند که از غفلت بيرون آمده و ارزش نعمتي مثل آب را بيش از گذشته حس کنيم. اگر دقت کرده باشيد در ماه رمضان ما بيش از گذشته شکر نعمت آب و غذا را به جاي مي آوريم و اين به خاطر همين نکته است که ارزش آنرا بيش از گذشته دريافته ايم.

نماز هم از اين نظر، همانند آب است. مناجات با خدا هميشه در دسترس و براي هر انساني ممکن است. اين باعث شده که بعضاْ به يک امر پيش پا افتاده تبديل شود. براي اينکه نماز را از اين حالت خارج کنيم، تا بتوانيم به برکات و آثار آن دست يابيم، بهتر است خود را در موقعيت هاي خاصّي قرار دهيم. يکي از اين موقعيت ها را در اينجا مي آوريم:

ـ  موقعيت فقيري که در خانه ثروتمندي را مي کوبد و اظهار نياز مي کند:

سوره فاطر / آيه 15: « يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»
«اى مردم شما (همگى) نيازمند به خدائيد؛ تنها خداوند است که بى‏نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش است!»

احتمالاً شما تا به حال دچار فقري نشده ايد تا آن حد مجبور شويد به در خانه شخصي پولدار رفته و از او تقاضاي کمک و گدايي کنيد. اميد که هيچگاه اين حالت برايتان پيش نيايد. اما نکته مهمي در اين راستا وجود دارد که نبايد از آن غفلت کرد. فقيري که در احتياجات دنيايي خود به گدايي از ديگر مردم روي مي آورد، از کساني طلب کمک مي کند که همچون خود او نيازمندند و چيزي از خود ندارند. اين براي انسان ذلت و خواري است. اما اگر انساني به درگاه الهي روي آورد و در پيشگاه او گدايي کند، در اين صورت نه تنها اين انسان کار پست و بي ارزشي انجام نداده، بلکه عين حقيقت را پيموده است و کسر شأنی محسوب نمی شود؛ چرا که واقعاً هيچ يک از ما انسانها، داشته اي از خود نداريم که بخواهيم به آن تکيه کنيم، همه چيزمان از خداوند بي نياز است و شايسته است که همچون گدايان در همه زمينه ها دست نياز به سوي او بلند کنيم.
حال که ما تجريه اين چنين حالت گدايي را نداشته ايم، ممکن است فقط به زبان کلمات و ارکان نماز را که حاکي از گدايي است به کار ببريم اما در ذهنمان کاملاً از داشتن اين حالت غافل باشيم، به گونه اي که اگر کسي ما را با آن گدايي که به در خانه ثروتمندان مي رود، از جهت شدت گدايي مقايسه کند، ناراحت مي شويم. اين به خاطر همين غفلت است. در حالي که حقيقت آن است که اين حالت گدايي نه تنها مشابه همان گدايي است که با التماس به در خانه ديگران مي رود، بلکه بايد شديدتر از آن هم باشد، تفاوت اساسي که در اين جا وجود دارد، در طرف مورد سؤال است که به پيشگاه چه کسي اظهار نياز مي کنيم. (1)

خوب، مي رسيم به حالت عملي بحث: در ذهن خود به دنبال صحنه اي بگرديد از يک گدايي کامل، ممکن است اين صحنه را خود مستقيماً ديده باشيد يا در فيلمي مشاهده کرده ايد. فرقي نمي کند، مهم اين است که حالت آن گدا کاملاً در ذهنتان مجسم شود. حال سعي کنيد خود را در موقعيت همان گدا فرض کنيد که مي خواهد به در خانه شخصي برود که از طرفي پولدار است و از طرفي دل رحم و مهربان. خوب مسلماً آن گدا لحن خود را مثل لحن يک گيرنده ماليات قرار نمي دهد. بلکه لحني ملتمسانه به خود مي گيرد. صداي خود را نازک مي کند و به گونه اي آغاز سخن مي کند که دل طرف مقابل را به رحم آورد. سر خود را پايين مي گيرد به اين معني که من آنقدر از بيان اين خواسته خود شرم دارم که نمي توانم سرم را بالا بگيرم و به صورت تو بنگرم. در آن حالت تمام تمرکزش به حالتي است که بايد به خود بگيرد (حضور قلب) و با خود مي گويد: بايد به بهترين روش ممکن، دل او را به دست بياورم. او مي داند که هر چه اظهار ذلت و بدبختي و شرمندگي کند، بهتر مي تواند در دل صاحبخانه راه پيدا کند و مي تواند مقدار بيشتري از او کمک بگيرد. حتي ممکن است او را که سرپناهي ندارد به خانه مجلل خود راه دهد.
مطمئناً اگر اين حالت را در نماز به خود بگيريد در حالي که اعتقاد به اين حقيقت داريد، بي جواب و بي کمک نخواهيد ماند. (2) مشکل اين است که ما خود را در حد آن گدا نمي دانيم لذا نيازي به اين همه التماس و اظهار گدايي نمي بينيم، در حالي که مرتبه ما به مراتب از آن گدا پايين تر و مرتبه خداوند به مراتب از آن فرد ثروتمند بالاتر و عطوفت و ترحمش بيشتر است. (3)
حال سؤالي از شما مي پرسم: آيا آن گدايي که با التماس و ناله توانسته دل فرد ثروتمندي را به رحم آورد و مبلغي از او دريافت کند، در مرتبه بعد که مي خواهد به او مراجعه کند، دچار حالت تکرار مي شود و انگيزه خود را از دست مي دهد؟ يا بيش از پيش و با شيوه هاي ديگر اظهار گدايي مي کند؟ و چيزهاي بالاتري را خواستار مي شود؟
نماز هم اگر اين حالت را به خود بگيرد، از حالت تکرار خارج شده و حالتي تکامل پذير به خود مي گيرد. هر بار که به درگاه رب العالمين وارد مي شويم، خواسته هايمان کامل تر شده و مهر صاحبخانه بيش از قبل در دلمان جاي مي گيرد. شيريني صحبت با زيباي عالم را کم کم درک مي کنيم و آنقدر اين احساس برايمان لذت بخش مي گردد که ديگر خواسته هايمان را فراموش مي کنيم و همچون مقتدايمان اباعبدالله (ع) گدايي و دعا را بهانه اي قرار مي دهيم براي گفتگو با محبوب تازه شناخته شده مان. (4)
والسلام علي عباد الله الصالحين!

پاورقي:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) البته انگيزه نيازمند هم مي تواند درجات مختلفي داشته باشد. گاهي انسان به خاطر رسيدن به خواسته هاي زودگذر دنيوي دست به دعا بر مي دارد و گاه براي رسيدن به نعمتهاي اخروي. در مرتبه بالاتر انسان طالب لقاء با خود صاحبخانه (ذات باريتعالي) است و گدايي خود را بهانه اي براي رسيدن به اين هدف قرار مي دهد.
(2) يا من لا يَخيبُ سائلُه: اي کسي که نااميد نمي کند طلب کنندگان کمک از او را. (مفاتيح الجنان، قسمتي از دعاهاي سحر)
(3) در فرازي از دعاي ابوحمزه ثمالي از قول امام سجاد (ع) چنين آمده است: «سيّدي أنا اسئلک ما لا استحق و انت اهل التقوي و اهل المغفرة فاغفر لي...»: اي آقا و سرورم! من از تو چيزي را مي خواهم که سزاوار آن نيستم (يعني من حتي سزاوار آمرزش هم نيستم) اما تو اهل تقوي و آمرزش هستي، پس مرا بيامرز و از خطاهايم چشم بپوش.
(4) يا مَنْ اَذاقَ اَحِبّآئَهُ‏ حَلاوَةَ الْمُؤانَسَةِ، فَقامُوا بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَمَلِّقينَ : اى خدائى كه به دوستانت‏ شيرينى همدمى خود را چشاندى و آنها در پيشگاهت به تملق و چاپلوسى برخاستند. بخشي از دعاي امام حسين (ع) در روز عرفه.

حامد | 22:40 - شنبه 27 بهمن1386
+

مشکل تکراري شدن عبادات


 براي مشاهده پاسخها، روي عکس کليک نماييد

 

يکي از موضوعات مهمي که مورد اشاره برخي از عزيزان خواننده قرار گرفت، مسأله تکراري شدن نماز بود که مي تواند منجر به کمرنگ شدن رفته رفته آن گردد.
همين که شما به مشکل تکراري شدن توجه نموده و از ظاهر شدن اين حالت ابراز نگراني مي کنيد، نشان از توجه شما به نماز و ارزشمند بودن اين مسأله در ذهنتان است. در نگاه اول به نظر مي آيد تکراري شدن نماز خارج از اختيار و اراده ما است و پاک کردن نماز از اين حالت کار سختي باشد؛ اما اين حالت هم همانند آفت هاي ديگر قابل درمان است، اگر به دقت به علت هاي پيدايش آن توجه کنيم. با شناخت اين علت ها، مي توانيم با آگاهي کامل به مقابله با آنها برخاسته و به ياري خداوند، نماز را از آفت تکرار رفته رفته خارج کرده و با هر بار خواندن آن، به دست آوردهاي جديدي نائل شويم.
در اينجا عواملي را که تا به حال به ذهنم رسيده و راه از بين بردن آنها را مطرح مي کنم:

1ـ يکسان بودن ارکان و اذکار نماز:

اگر به يک نقاش بگويند تو بايد هر روز يک منظره يکسان را نقاشي کني، هر چقدر هم به نقاشي کشيدن علاقه داشته باشد، بعد از مدتي اين نقاشي برايش ملال آور و تکراري خواهد شد. به گونه اي که ديگر از کشيدن آن منظره لذت نمي برد. حال اگر به او بگويند: وسايل رنگ و تابلويت تغيير نمي کند، اما هر روز مي تواني منظره اي متفاوت را بر تابلوي يکسان تصوير کني، ديگر آن حس تکرار از وجود نقاش محو مي شود. هر روز با اشتياق خاصي دست به قلم مو مي برد و هيچ روزي نخواهد رسيد که از نقاشي کشيدن خسته شود.
در اينجا، تکراري بودن و يکسان بودن ابزار نقاشي و رنگهاي در اختيار نقاش، منجر به پديد آمدن حس تکرار و عادت در نقاش نشدند. چرا که روح نقاشي اينها نيست، بلکه آن تصويري است که نقاش بر تابلو مي کشد. اگر اين تصوير هر روز در حال تغيير و تکامل باشد، ديگر براي نقاش اهميت ندارد که وسايل و ابزار نقاشي اش يکسان و تکراري باشند.


ادامه مطلب در همين صفحه

خداوندا! پروردگارا! از تو مي خواهيم که همانطور که در کودکي ما را پرورش داده و به تکامل رساندي، پرورش معرفت ما را نيز خود به عهده بگيري و هر روز پرده اي نو از حقايق هستي بر ما آشکار گرداني! تا ما هم بتوانيم با هر تغيير شأن تو، خود را به حالت متناسب با آن شأن درآوريم.(۱)

و من الله التوفيق
و السلام

به یاری خدا در آینده به عوامل دیگر پدید آوردنده «تکرار» خواهیم پرداخت.


پاورقي:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ : تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از او تقاضا مى‏كنند، و او هر روز در شأن و كارى است! (الرحمن/29)

حامد | 13:54 - پنجشنبه 11 بهمن1386
+

به نام خالق قرآن

سلام

صحبت از ماه رمضانه، همون ماه دوست داشتني و پر از نور! همان ماهي كه وقتي نزديك مي شه دل از اشتياقش به تپش مي افته، و وقتي هم مي خواهد بره، ما را با دست پر مي فرسته، با كوله باري از نورانيت و سازندگي روحي.
طبق قرار هر سال برگشتم تا دوباره با هم اين ضيافت را پر رونق كنيم، مي خواهيم امسال بيش از سالهاي گذشته غرق در تفكرات فرامادي شويم و از باطن بيش از ظاهر بگوييم.

به اميد خدا

 
همانا رسول خدا (ص) همواره مي‏فرمود: «گرداگرد بهشت را دشواريها (مکاره) و گرداگرد آتش جهنم را هوسها و شهوات گرفته است.» آگاه باشيد! چيزي از طاعت خدا نيست جز آن که با کراهت انجام مي‏گيرد و چيزي از معصيت خدا نيست جز اينکه با ميل و رغبت عمل مي‏شود ، پس رحمت خداوند بر کسي که شهوت خود را مغلوب و هواي نفس را سرکوب کند، زيرا کار مشکل، باز داشتن نفس از شهوت بوده که پيوسته خواهان نافرماني و معصيت است. بندگان خدا! بدانيد که انسان باايمان، شب را به روز، و روز را به شب نمي‏رساند جز آنکه نفس خويش را متهم مي‏داند، همواره نفس را سرزنش مي‏کند، و گناهکارش مي‏شمارد، پس در دنيا چونان پيشينيان صالح خود باشيد، که در پيش‏روي شما درگذشتند و همانند مسافران، خيمه خويش را از جا درآورند و به راه خود رفتند.

ويژگيهاي قرآن:
آگاه باشيد! همانا اين قرآن پنددهنده‏اي است که نمي‏فريبد، و هدايت‏کننده‏اي است که گمراه نمي‏سازد، و سخنگويي که هرگز دروغ نمي‏گويد. کسي با قرآن همنشين نشد مگر آنکه بر او افزود يا از او کاست، افزودن در هدايت و کاهش از کوردلي و گمراهي. آگاه باشيد کسي با داشتن قرآن، نيازي ندارد، و بدون قرآن بي‏نياز نخواهد بود ، پس درمان خود را از قرآن بخواهيد، و در سختيها از قرآن ياري بطلبيد، که در قرآن درمان بزرگترين بيماريها يعني کفر و نفاق و سرکشي و گمراهي است، پس به وسيله قرآن خواسته‏هاي خود را از خدا بخواهيد، و با دوستي قرآن بخدا روي آوريد، و به وسيله قرآن از خلق خدا چيزي نخواهيد، زيرا وسيله‏اي براي تقرب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد. آگاه باشيد، که شفاعت قرآن پذيرفته‏شده، و سخنش تصديق مي‏گردد، آن کس که در قيامت، قرآن شفاعتش کند بخشوده مي‏شود، و آن کس که قرآن از او شکايت کند محکوم است، در روز قيامت ندادهنده‏اي بانگ مي‏زند که: «آگاه باشيد امروز هر کس گرفتار بذري است که کاشته و عملي است که انجام داده، جز اعمال منطبق با قرآن.» پس شما در شمار عمل‏کنندگان به قرآن باشيد، از قرآن پيروي کنيد، با قرآن خدا را بشناسيد، و خويشتن را با قرآن اندرز دهيد، و راي و نظر خود را برابر قرآن متهم کنيد، و خواسته‏هاي خود را با قرآن نادرست بشماريد.

تشويق به اعمال نيکو
عمل صالح! عمل صالح! سپس آينده‏نگري! آينده‏نگري! و استقامت! استقامت! آنگاه، بردباري! بردباري! و پرهيزکاري! پرهيزکاري! براي هر کدام از شما عاقبت و پايان مهلتي تعيين‏شده، با نيکوکاري بدانجا برسيد، و همانا پرچم هدايتي براي شما برافراشتند، با آن هدايت شويد، و براي اسلام نيز هدف و نتيجه‏اي است به آن دسترسي پيدا کنيد، و با انجام واجبات، حقوق الهي را ادا کنيد، که وظائف شما را آشکارا بيان کرده و من گواه اعمال شما بوده و در روز قيامت از شما دفاع مي‏کنم و به سود شما گواهي مي‏دهم.
از خطبه 175 نهج البلاغه
 
 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.SHiaTheme.ir