گاهي وقتها، مشکلات زندگي باعث مي شود توجه کمتري به عبادت نشان دهيم. در اين مواقع ، ممکن است چنين تصوري به ذهنمان برسد که برطرف کردن مشکلات يک مسأله ضروري است، به گونه اي که تمام تمرکز خود را بايد صرف آن نمود. نماز و عبادت هم دردي دوا نمي کند، پس وقت گذاشتن براي آنها کار عاقلانه اي نيست. (1)
اما بياييد يک لحظه توقف کنيم! ما که الان درگير مشکلات و کمبودهايي هستيم و مي خواهيم به طور جدي و با اراده اي قوي آنها را حل کنيم، بهتر نيست به جاي حل تک به تک مشکلات، سرچشمه آنها را بيابيم؟ بياييد ببينيم منشأ مشکلات ما کجاست؟ اگر علت اصلي پديد آمدن کمبودها و مشکلات خود را بدانيم، مي توانيم يک راه حل کلي هم براي حل آنها بيابيم.
بررسي: خوب مشکلات ما از چه زماني پديد آمدند؟ آري، از همان لحظه که به دنيا آمديم، در کنار داشتنيهاي باارزشي که خدا به ما عنايت نموده، کمبودها و مشکلات زيادي هم قرار داشته اند. اگر پروردگار ما خداست، پس اين کمبودها و مشکلات هم به خواست او بوده. در واقع وجود مشکلات و کاستي ها، جزئي از نقشه الهي در تربيت ما انسانها، بوده است. اما چرا خداوند نعمتهايش را خالص و بي نقص در اختيار ما قرار نداده؟ مثلاً دندانها را براي ما قرار داده که مورد احتیاج هر انساني است، اما به اين دندانها قابليت پوسيده شدن و دردآور بودن بخشيده. چرا؟ چرا خدايي که مي توانسته گل بي خار عنايت کند، آن نعمت را با سختي و کمبود همراه نموده است؟ جواب اين سؤال را مي توانيم با کمي تأمل در آيات الهي مثل آيه ذيل دريابيم:
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ (سوره اعراف /94)
و ما در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم مگر اينکه اهل آن را به ناراحتيها و خسارتها گرفتار ساختيم؛ شايد (به خود آيند، و به سوى خدا) بازگردند و تضرع کنند!
آري! حالا جواب نمايان شد و عجب مطلب پرمغزي : علت پديد آمدن مشکلات آنست که ما به درگاه الهي رو بياوريم و از او مدد بجوييم. خدا هر کسي را به يک دردي، مشکلي، کاستيي، مصيبتي گرفتار مي کند، تا به سبب آن گرفتاري، رو به سوي خالقش آورد و دعا کند. نشانه اش هم آنست که گاه انسان به مشکلي بر مي خورد که به هيچ سبب ظاهري و عادي نمي تواند تکيه کند. مثلاً در نظر بگيريد افرادي را که با يک کشتي در حرکتند. ناگهان پروردگار دريا را طوفاني مي کند. بادهاي شديد از اطراف به سمت کشتي آنها روانه مي کند. آنها احساس خطر مي کنند و ابتدا به اسباب مادي تکيه مي کنند، مثلاً بادبانها را پايين مي کشند و خود را از لبه کشتي دور مي کنند. اما باز خداوند طوفان را شديدتر مي کند، طوري مي شود که سرنشينان کشتي هيچ راهي برايشان باقي نمي ماند. آنگاه به ياد قدرتي مي افتند که از ديدشان پنهان است. رو به سوي خدا مي آورند و عاجزانه از او طلب کمک و نجات مي کنند. اين همان تضرع به درگاه الهي است. اگر خداوند مشکلات را براي ما پديد نمي آورد، شايد هيچگاه ياد او نمي کرديم و چيزي از او نمي طلبيديم.
حال که فهميديم منشأ اصلي مشکلات ما چيست، به يک حقيقت مهم هم مي رسيم: اگر به اين باور نرسيم که مشکلات ما همه به مشيت و خواست خداوند است و در موقع پديد آمدن مشکلات کوچک او را نخوانيم، ناچار خداوند مشکلات بزرگتري براي ما پديد مي آورد. مشکلاتي که حالت بن بست براي ما ايجاد کند و از اين بن بست به ياد او بيفتيم. پس تا زماني که ندانيم اين مشکلات براي چه دامنگير ما شده اند، حل کردن آنها با تلاش و کوشش و جور کردن اسباب ظاهري دردي دوا نمي کند و حداکثرش اين است که مشکل تازه اي بعد از آن دوباره سر راهمان سبز مي شود.
اما اگر با پديد آمدن مشکلات، با وجود آنکه اسباب ظاهري برطرف کردن آنها فراهم هستند، باز هم به درگاه الهي روي آوريم و با او چنين نجوا کنيم: خداوندا! اي وجود بي نقص! نقص مرا مي بيني، تلاش مرا هم نظاره گري، اما مي دانم که اين تلاش آن زماني نتيجه خواهد داد که تو هم حل مشکل را خواسته باشي! پس از تو مي خواهم که به خواست و مشيت خود، مشکل مرا برطرف کني و از نقص من چشم پوشي کني! (۲)
حال با پيدا کردن گوهري ارزشمند (يافتن علت اصلي پديد آمدن مشکلات) به سراغ نماز مي رويم. آيا اين نماز تأثيرش کمتر از آن کوششي است که در راه برطرف کردن کاستي و کمبودها بر مي داريم؟ مثلاً اگر مشکل ما عدم تفاهم با همسر يا دوستمان هست، آيا اثر نماز کمتر از مطالعه کتابهاي تربيتي است؟ يا فرض بگيريد مسأله مهم زندگيتان، قبولي در کنکور است، اما آيا در کنار مطالعه برنامه ريزي شده که مهمترين عامل ظاهري موفقيت شماست، خواندن نماز مهمترين عامل معنوي موفقيت محسوب نمي شود؟ عوامل ظاهري و عوامل معنوي به منزله دو بال يک کبوتر هستند. آيا تا به حال پرنده اي با يک بال در آسمان ديده ايد؟ پس ارزش هر دو بال را بايد در حدي که خدا برايمان در نظر گرفته بدانيم و از هيچ کدام غفلت نورزيم، نه تلاش مجدانه و نه دعاي مخلصانه. بعد از آن در هنگام پرواز اين را باور داشته باشيم و زمزمه کنيم:
وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (۳)
پاورقي:
_____________________________
(1) اين تصور ناشي از يک فکر نادرست است: اين انسان فکر مي کند خودش مي تواند با امکانات در اختيارش (مثل دست و پا و هوش و استعداد و وجود دوستان و آشنايان و داشتن پول و سرمايه) از پس مشکلات خويش بر آيد و برطرف شدن مشکلاتش نيازي به اذن و تأييد پروردگار ندارد. خوب طبيعتاً با اين طرز فکر، لزومي به دعا و عبادت و کرنش در پيشگاه حق نمي بيند. حداقل در زمينه رفع مشکلش) و نمي تواند نماز را بر کاري که فکر مي کند مشکلش را رفع مي کند، ترجيح دهد.
(2) حال معناي احاديثي را که وسعت رزق و روزي و حل مشکلات را از ثمرات نمازها و ادعيه مي دانند، بيش از پيش فهميده مي شود. درست است که نبايد از تلاش و کوشش در حل مشکلات غافل ماند، اما اين حقيقت مهم را هم نبايد فراموش کرد که هدف خدا از جور ساختن اين همه بساط و گرفتاري، رو آوردن بشر به سمت اوست، و اين دعا علاوه بر اينکه مي تواند خود سبب حل مشکلات گردد، هدف والاتري را تأمين مي کند که همان روي آوردن مخلوق به خالق و ايجاد پيوندي عميق و ناگسستني بين اين دوست.
(۳) و شما اراده نمىکنيد مگر اينکه خداوند -پروردگار جهانيان- اراده کند و بخواهد! (سوره تکوير/29)