تبليغاتX
شوق رضوان
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
به مناسبت ميلاد امام رضا (ع)
آغازی بر یک پایان (عيد فطر مبارك)
فزت و رب الكعبة
فروتنی امام حسن(ع)
يك تير و صد نشان
مسابقه بهشتي
حکایتی از ثامن الائمه (ع)
قدر شب قدر را بهتر بدانیم!
برگه ها بالا !
مسابقه تأمل در آيات قرآن
مهماني به سبک خدا
پرواز با دو بال تلاش و دعا
گداي کوي دوست
مشکل تکراري شدن عبادات
فيلمي به کارگرداني خداوند
پاکتر از دوران کودکي
بی تفاوتی به دنیا شرط آرامش بشر
توجه کامل خداوند به بنده نمازگزارش
ملاک تشخیص وظایف اهمّ بر مهم
ستایش پروردگار، هدف خلقت انسان

راه پيشگيري از عجله در نماز
فرض سوم: بنده ای گنهکار و پادشاهی رئوف
تکبر مانع لذت و سعادت واقعی
راه حل خلاصی از تفکرات دنیوی
 
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
 
- سایت شگردها -
- پله پله تا معبود -
غم تنهايي
به حریم تو سوگند
ميثاق‌نامه‌هاي آسماني
دوستی با خدا
سوداگر مرگ
گنجهاي معنوی
اسلام، آئين زندگی...
هر روز در انتظار
خدايا کسی را جز تو نداريم
دانلود انواع بازيها و ...
- آسمونی -
اخلاق و رفتار اسلامی
یاس کبود
- معراج -
قفسی قد تموم آسمون
ره توشه
کهکشان
بايـدها
نجواي خاموش
هيأت نور المهدی
کانون فرهنگی مسجد علی(ع)
روزنوشت دانشجو در مالزي
عاشقان مهدي (عج)
- موفقيت -
بي نشان
حضور سبز
اس ام اس (قشنگاش)
منشور
گل بارون زده
ضامن آهو
يادداشتهای يک خبرنگار
شعرهایی برای ترانه سازی و...
نوشته هاي من
پرنده مهاجر
.:| LOVE to LIVE |:.
زيبای دو عالم
به عشق صاحب الزمان
کلکين انتظار
بــصــائـــر (کربلائی)
کمال انسانی و ... در سلوک عرفانی
سنگها از سنگدلان بهترند
نور قرآن
منو درگیر خودت کن
گهواره عشق
بنام دلخواسته من
اجتماعي , تفريحي و عشقي
حی علی العشق
حاج عبدالرضا هلالي
گل نرگس
Y E K T A
چرند و پرند
تقابل فکری شیعه و سنی
- عقل و دین -
يا امام هشتم
راه راست
عرفان نظری و اخلاق اسلامی
صبح سوخته
مرکز مشاوره شریف
جدیدترین آهنگها و ...
شاخص84
محبان المهدی
دل نوشته ها
يار دلنواز
بيا تو گل من
محفل راهيان نور
بارون نسترن
وبلاگ روابط عمومي
یاعلی گفتیم و عشق آغازشد
دهاقان-سيتی کامپيوتر
کتاب الله و عترتي
پيشواي صبوري
پرنيان مهر
عشق ولايت
دفتر خاطرات قلبم
باغ ياس
آدمک
گوهر ذاتی تو سکوت، ...
از تو مي پرسند
رخ اندیشه
يا سيدة نساء العالمين
هل من ناصر ینصرنی
آفتاب ايراني
وبلاگ اهل بیت عليهم السلام
کسي صدايم مي زند
زنده باد ديوانه
آذر انديشه
حضرت اميرالمؤمنین (ع)
پروانه سوخته
- ظهور -
درد دلهای پاييزی
بازي های کامپيوتري
جامعه مجازی منتظران حضرت
هر چي که دلتون بخواد
- بازگشت عشق -
فيفا
به زندگی لبخند بزن
- ثنا -
- پايگاه فرهنگی شاهد -
ژرفــــــــا
نگراني
کريم اهل بيت (ع)
انصار بندر گز
آسمان عطش
تفکر امام خميني (ره)
آب آيينه
گروه وبلاگهای رضاگستر
شراب آسماني
شهید امر به معروف زوبونی
آئين مهر
به دلم حسرت بينائي نيست
بايدها
بهترين وبلاگ تفريحي
تنها حامي من
- گلبرگ -
- تسنيم -
- علم نوين -
ستاره سکوت
وبلاگ تفريحي کرج
 
قدر شب قدر را بهتر بدانیم!



    از امشب وارد شبهای پربرکت قدر می شویم. همانطور که می دانیم شب قدر در نزد خداوند، از هزار ماه برتر است. نه اینکه فقط ثواب اعمال افزایش یافته اند، بلکه هر عملی در این شبها می تواند هزاران بار مؤثرتر (در روح ما) از روزهای عادی باشد.

سؤال: چرا خداوند به یک شب اینقدر بها داده است؟

مسلماً دلایل و حکمتهای بسیاری برای این مسأله وجود دارد، اما در اینجا به حکمتی از حکمتها که بسیار عبرت آموز است، می پردازیم: به نظر می آید خداوند، در نظر دارد نگاه ظاهربین ما را نسبت به امور تغییر دهد؛ مثلاً ما یک شب عادی به فقیری صدقه داده ایم. شب قدر هم این کار را می کنیم. اگر از دید عادی و نسنجیده بنگریم، چه فرقی بین این دو صدقه وجود دارد؟ هر دو مبلغ یکسان بوده اند پس باید اثرشان و ثوابشان هم مثل هم باشد. اما با دانستن ارزش شب قدر، صدقه دوم را هزاران برابر ارزشمندتر از مورد اول می دانیم.
پس یکی از ملاکهای افزایش ارزش یک عمل، به جا آوردن آن در شبهای مبارک قدر است. علاوه بر شب قدر که می تواند ارزش اعمال را افزایش دهد، ملاک های دیگری هم در نظر خداوند دارای چنین اثری هستند. مثلاً اخلاص در عمل، به جا آوردن عمل در وقت فضیلت، حضور قلب در عبادت و دعا اینها همگی خصوصیاتی هستند که اگر به عمل اضافه شوند، همانند شب قدر، آن عمل را به مراتب ارزشمندتر و مؤثرتر از حالت عادی قرار می دهند. اینها همه خصوصیاتی هستند که شکل و شمایل عبادت ما را تغییر نمی دهند، و ما وجود آنها را با چشم خود حس نمی کنیم، اما در باطن، اثرات شگرفی بر اعمال ما داشته و موجب افزایش یا کاهش چشمگیر ارزش آن اعمال در نزد پروردگار هستند.
نمونه بارز این معنی، حدیث پیامبر اکرم (ص) در مورد ضربت شمشیری است که امیرالمؤمنین (ع) در جنگ خندق بر بدن آن کافر (عمر بن عبدود) فرود آورد. از نگاه عادی، یک ضربه شمشیر چقدر می تواند ارزش داشته باشد؟ ارزشش به همان اثری است که بر جای گذاشته است. پس چگونه حضرت آن را از همه عبادات جن و انس برتر می داند؟ معلوم می شود که خصوصیاتی در فرود آوردنده این ضربه شمشیر بوده که آن را به این اندازه بها داده است. اصلی ترین خصوصیت، شدت اخلاصی است که حضرت علی (ع) به آن عمل آمیخته بود، که تنها خداوند متعال و پیامبر که مقامش از امیر مؤمنان بالاتر است، می تواند عمق این اخلاص و شدت آن را درک کند. (1)
 بنابراین نکته ارزشمندی که از شب قدر فرا می گیریم، آنست که به ملاک دنیوی، اعمال و عبادات خود را نسنجیم، بلکه ملاک خود را خصوصیاتی قرار دهیم که در نزد خداوند متعال، دارای ارزش هستند. که اگر  آن عمل و عبادت را آمیخته با آن خصوصیات به جا آوریم، حداکثر بهره را از آنها برده ایم.
خداوندا! همانگونه که نعمت ارزشمندی به نام شب قدر به ما ارزانی داشتی که می تواند اعمال ناچیز ما را، بهایی ببخشد، اخلاص و خشوع در عمل را نیز به ما یاد بده، تا با معرفت و بدون هیچ گونه خودبینی و خودخواهی، به عبادتت روی آوریم! به حق آن امامی که محبوبترین آفریده توست، ای پروردگار علی(ع)!

والسلام

پاورقي:
____________________________________
(1) امام خميني (ره) در کتاب «سر الصلاة» در توصیف این عمل چنین فرموده اند: «. . . ضربت علی (ع) [در جنگ خندق] که افضل از عبادت ثقلین است، نه به واسطه همان صورت دنیایی عمل بوده که کسی دیگر اگر آن ضربت را زده بود باز افضل بود، گرچه به ملاحظه موقعیت مقابله کفر و اسلام خیلی انجام این عمل مهم بوده که شاید شیرازه لشکر اسلام از هم پاشیده می‏شد، ولی عمده فضیلت و کمال عمل آن حضرت به واسطه حقیقت‏خلوص و حضور قلب آن حضرت بوده و در انجام این وظیفه الهیه; لهذا مشهور است که وقتی غضب بر آن حضرت مستولی شد به واسطه جسارت آن ملعون، از کشتن او خودداری فرمود تا آنکه عمل به هیچ وجه شایبه انیت و جنبه یلی الخلقی نداشته باشد . با آنکه غضب آن ولی الله مطلق غضب الهی بود . ولی باز عمل را خالص فرمود از توجه به کثرت و یکسره خود را فانی در حق فرمود و عمل به دست‏حق واقع شد و چنین عمل در میزان سنجش برنیاید . . .» کتاب سر الصلاة/ صفحه 16

 

حامد | 7:34 - جمعه 29 شهریور1387
+

برگه ها بالا !




مشاهده برندگان مسابقه پست قبل (کلیک کنید) :


سوره مبارکه شعراء / آيه 3-4 : «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ  ۝ إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ»

«(ای پیامبر!) گويى مى‏خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست دهى بخاطر اينکه آنها ايمان نمى‏آورند! اگر ما اراده کنيم، از آسمان بر آنان آيه‏اى نازل مى‏کنيم که گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد!»

گفتيم که پيامبر اکرم (ص) از قوم خود مي خواهد که به خداوند يکتا و رسالت او ايمان بياورند، همچنان که پيامبران ديگر نيز همين گونه دعوت مي کردند. اگر در دعوت پيامبران دقت کنيم مي بينيم که دليل اصلي آنها از معجزه اثبات قدرت خداوند نبوده، بلکه معجزه براي اين بود که نشان دهد پيامبر با عالم غيب و خالق خود ارتباط خاصي دارد و به امر او ارسال شده است.
پس خود خدا و يکتايي او و قدرت و علم و صفات عليا و اسماء حسناي او چگونه بايد ثابت شوند؟ با معجزه؟ نه، نيازي به معجزه ندارد. خداوند براي اثبات خود ردپاهاي زيادي در اين عالم به جا گذاشته است. در حقيقت، همه عالم گواه و نشانه اوست،پيچيدگي و مافوق درک بشر بودن عالم، نشانه علم و قدرت پديدآورنده اوست و نظم يکنواخت آن نشانه يکتا بودن خالقش. (1)

با تمام اين توضيحات، باز هم ممکن است گفته شود اگر چه اين امور عادي هم موجب ايمان مي گردد، اما باز افرادي هستند که با اين امور ايمان نمي آورند و بايد با مشاهده عالم ماوراء مؤمن شوند، چرا خداوند درخواست اين عده را اجابت نمي کند؟
براي پاسخ به اين سؤال بايد در غايت خلقت انسان و شرايط لازم براي امتحان بشر دقيق شويم. خداوند از يک طرف به انسان عقل و فطرت الهي داده است و از طرفي هم هواي نفس و شيطان وسوسه گر. براي اينکه او را امتحان کند بين اسباب ايمان و اسباب کفر تعادل برقرار نموده است:
1ـ اسباب ايمان: نشانه بودن جهان پيرامون بر عالم غيب و خالقش ـ گواهي پيامبران 
2ـ اسباب کفر: عدم مشاهده عالم غيب - لازمه هاي سخت مؤمن شدن مثل پرهيز از بسياري گناهان

برنامه کلي خداوند در طول زندگي بشر، بر اين بوده که اين اسباب هر دو به يک ميزان براي بشر فراهم باشد، تا بشر حق انتخاب داشته باشد. بايد براي او، راه فرار و توجيه هم باشد، وگرنه امتحان الهي به ثمر نخواهد نشست و ذات پاک از ناپاک جدا نخواهند شد. (2)
با اين وصف، اگر خداوند با نشان دادن عالم غيب، جايي براي بهانه تراشي و فرار از حقيقت براي کسي باقي نگذارد، مسلماً همگي ايمان خواهند آورد و اين با هدف و حکمت الهي از پرورش انسان و امتحان او، ناسازگار است. پس چنين درخواستي (ديدن فرشته وحي و مکالمه مستقيم با خدا) که لازمه اش کنار رفتن پرده ها و درک عالم ماوراء است، درخواستي است از روي عدم شناخت خدا و عدم شناخت هدف او از خلقت بشر. (3)

در قسمت دوم، به سؤال ديگري مي رسيم و آن اينکه اگر برنامه خدا اين نبوده که بشر تا زماني که در دنياست، بتواند عالم غيب را درک کند، چرا به پيامبران و برخي بندگانش اين امور را نشان داده است؟

يک مثال مي زنم: شما وقتي در جلسه امتحان نشسته ايد، معلم به شما اجازه نمي دهد که به کتاب مراجعه کنيد، چرا که هدف از امتحان، لغو مي شود. اما بعد از اينکه برگه را تحويل داديد، ديگر معلم ممانعتي از اين کار نخواهد داشت و اين به خاطر آنست که ديگر امتحان به پايان رسيده است. امتحان الهي هم اينگونه است. تا زماني که ما امتحان خود را تمام نکرده ايم، و مهلت هنوز پابرجاست، خداوند عالم غيب را بر ما مخفي مي دارد. اما زماني که توانستيم امتحان را به پايان رسانده و نمره قبولي بگيريم، ديگر دليلي بر اين پرده داري وجود ندارد. پيامبران بعد از آنکه ايمانشان کامل گرديد، از اين امتحان سربلند بيرون آمده و خداوند از پس پرده کنار آمده و مستقيماً با آنها سخن مي گويد. پس پيامبران هم دوره اي را طي مي کنند تا به آن درجه برسند که بتوانند اسرار مکنون را مشاهده نمايند. اين دوره براي پيامبر عظيم الشأن اسلام، چهل سال طول کشيد.
برخي انسانها دوره امتحانشان تا زمان مرگ ادامه مي يابد، اما هنگام مرگ ديگر حداکثر زمان در نظر گرفته شده براي امتحان است، حتي اگر به همه سؤالات هم پاسخ نداده باشيم، مهلتمان به پايان رسيده و بايد برگه ها را تحويل دهيم. بعد از تحويل برگه (همان عملکرد ما در اين دنيا)، پرده هاي عالم غيب براي همه انسانها حتي کافران هم کنار خواهد رفت.

خداوندا! اي پديد آورنده و اي راهنماي ما! خود مي داني که ما جز با نظر لطف تو در اين امتحان سربلند نخواهيم شد! پس کرم بي منتهايت را از ما دريغ مدار! اي سرور اهل کرم!

 

پاورقي:
__________________________________
(1) إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ:
 در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و کشتيهايى که در دريا به سود مردم در حرکتند، و آبى که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايى که ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه‏هايى است (از ذات پاک خدا و يگانگى او) براى مردمى که عقل دارند و مى‏انديشند!
 (بقره/164)
(2) لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِن شَاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا: هدف اين است که خداوند صادقان را بخاطر صدقشان پاداش دهد، و منافقان را هرگاه اراده کند عذاب نمايد يا (اگر توبه کنند) توبه آنها را بپذيرد؛ چرا که خداوند آمرزنده و رحيم است.
 (احزاب/24)
(3) بعضي از عزيزان، به آياتي از جمله آيه 7 سوره انعام اشاره داشتند که مضمونشان اين است که حتي اگر اين معجزات هم بر آنها نازل شود باز کافران، تسليم نشده و آنرا سحر مي خوانند. به نظر مي آيد که منظور از معجزه در اين آيات، معجزاتي از جنس همين دنيا باشد، نه آشکار کردن عالم غيب که در صورت دوم، بي شک همه تسليم امر الهي خواهند بود:
قسم اول:
وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ :(حتّى) اگر ما نامه‏اى روى صفحه‏اى بر تو نازل کنيم، و (علاوه بر ديدن و خواندن،) آن را با دستهاى خود لمس کنند، باز کافران مى‏گويند: «اين، چيزى جز يک سحر آشکار نيست»! (انعام/7)
قسم دوم:
وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ : (از بهانه‏هاى آنها اين بود که) گفتند: «چرا فرشته‏اى بر او نازل نشده (تا او را در دعوت مردم به سوى خدا همراهى کند؟!)» ولى اگر فرشته‏اى بفرستيم، (و موضوع، جنبه حسى و شهود پيدا کند،) کار تمام مى‏شود؛ (يعنى اگر مخالفت کنند،) ديگر به آنها مهلت داده نخواهد شد (و همه هلاک مى‏شوند). (انعام/8) با تشکر از دوست عزیز آقا ناصر!

حامد | 11:49 - شنبه 23 شهریور1387
+

مسابقه تأمل در آيات قرآن


 

سوره مبارکه بقره، آيه 118: «وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ»

     «افراد ناآگاه گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمى‏گويد؟! و يا چرا آيه و نشانه‏اى براى خود ما نمى‏آيد؟!» پيشينيان آنها نيز، همين گونه سخن مى‏گفتند؛ دلها و افکارشان مشابه يکديگر است؛ ولى ما (به اندازه کافى) آيات و نشانه‏ها را براى اهل يقين (و حقيقت‏جويان) روشن ساخته‏ايم.»

     تصور کنيد زماني را که پيامبر اکرم (ص) به ميان قوم خود مي آمد و از مبعوث شدنش براي آنان سخن مي گفت، مثلاً به اين مسأله اشاره مي کرد که خداوند خود با من سخن گفته و من فرشته اي نوراني به نام جبرئيل را ملاقات کردم، بعد آنان را دعوت مي کرد که به پروردگار يکتا ايمان آورده و فرمانبردار او گردند. در اين زمان، بعضي پيش خود چنين فکر کردند که محمد (ص) از ما مي خواهد که به خداي يکتا و قدرت و علم او ايمان بياوريم، به خاطر نشانه هاي عظمت او در اين دنيا! اما او خود يک نشانه قوي همراه دارد، خداوند با او سخن مي گويد و فرشته خود را که غير از جنس ما انسانهاست، به او نشان داده است. اگر ما هم چنين نشانه هايي را ببينيم قطعاً ايمان مي آوريم. با اين طرز فکر از پيامبر (ص) درخواست کردند که چرا کاري نمي کني که خدا همانطور که با تو سخن مي گويد، با ما هم سخن بگويد، يا ما فرشته وحي را به چشم ببينيم، اگر چنين کني قطعاً ايمان مي آوريم.
     خداوند اين طرز فکر را طرز فکري از روي ناآگاهي مي داند و در ادامه به اين مسأله اشاره مي کند که ما آنچه از نشانه ها که لازمه ايمان است برايتان آشکار کرده ايم، و اگر شما اهل يقين باشيد به همين نشانه ها، ايمان خواهيد آورد. پس طلب نشانه هاي بالاتر نکنيد و هيچ گاه چنين نشانه هايي (تکلم با آنها (1)، مشاهده فرشته وحي) را به آن درخواست کنندگان نشان نداد.
خوب سؤالي که در اينجا به ذهن مي رسد اين است که خوب چه اشکالي دارد اگر خدا چنين درخواستي را عملي کند؟ مگر خدا نمي خواهد که بندگان به او ايمان بياورند، خوب! وقتي با نشانه هاي معمولي و عادي و معجزه ها ايمان نمي آورند، با اين نشانه ها (آشکار کردن عالم غيب بر آنها) مي توان آن بندگان را هم مؤمن کرد!
      جواب اين سؤال مي تواند حکمتهاي بسياري را بر ما روشن سازد. اما براي اينکه شما عزيزان هم در اين بحث مشارکت داشته باشيد و از نظرات ارزشمند شما استفاده کنيم، تصميم گرفتم جواب اين سؤال را به مسابقه بگذارم، يک مسابقه تأمل در آيات قرآن.
       ان شاء الله تا چند روز ديگر و در پست بعدي به جواب اين سؤال مي پردازيم. ضمن اينکه به 3 نفر از کساني که بهترين و کامل ترين پاسخ را ارائه دهند، هدايايي به رسم يادبود اعطا مي شود.

        موفق باشيد!

پاورقي:
________________________________
(1) منظور از تکلم اين نيست که خداوند داراي زبان ظاهري براي تکلم باشد. بلکه همانگونه که با حضرت موسي در طور سينا سخن گفته، منظور است. در واقع خداوند اراده مي کند که اصواتي طبيعي به گوش مخاطب سخنش برسند به طوري که آن مخاطب يقين کند که کسي جز خدا با او سخن نمي گويد.

حامد | 21:18 - پنجشنبه 14 شهریور1387
+

مهماني به سبک خدا


 

     تا حالا مهماني زياد رفتيم. در مهماني ها، شخص ميزبان، سعي دارد در حد توان بهترين پذيرايي را از مهمان خودش انجام بدهد. نوع پذيرايي ميزبان معمولاً به نوع نگاه او به شرايط مهمان و نگرش خاص او بر مي گردد. جايي که در نظر ميزبان، تأمين نيازهاي جسمي از اولويت بيشتري برخوردار باشد، طبيعتاً طبق همين نظر، عمل مي کند و مهمان را از لحاظ جسمي و خورد و خوراک پذيرايي مي کند.
     اما تصور کنيد يک جا مراسم مهماني باشد که ميزبانش يک انسان خاکي نباشد. ميزبانش کسي باشد که خود، انسان را خلق کرده و از همه نيازهاي انسان باخبر است. انسان را نیازمند آفریده و  بين تأمين نيازهاي مادي و معنوي يک رابطه معکوس برقرار کرده است و بهتر از هر کسي مي داند که براي انسان تأمين نيازهاي معنوي و رسيدن به کمالات انساني، بسيار بهتر از لذت هاي زودگذر و ملال آور دنيوي است. به همين خاطر روزه را وسيله اي قرار داده تا ساعاتي انسان از توجه به نيازهاي مادي فارغ شود.
      وقتي که روحش را از درگير شدن با امثال غذا و شهوت، خلاصي بخشيد، توان درک معارف را پيدا مي کند.(1) تا جایی که پرده ها از جلوی او کنار رفته، شمیم شیفته کننده معشوق حقیقی را حس می کند:

نسيم نفس دوست، به من خورد چه خوشبوست!
همينجاست همينجاست! همه خانه بگرديد!
چه شيرين و چه خوشبوست، کجا خوابگه اوست
پي آن گل خوشنوش، غريبانه بگرديد!

پاورقی:
__________________________
      (1) در بيانات پيامبر اعظم(ص) آمده است كه: «از پرخوري بپرهيزيد كه دل را سخت مي‏كند و اعضاي بدن را در طاعت خدا تنبل مي‏سازد و همتها را از شنيدن پند و اندرز كر مي‏نمايد». منتخب ميزان الحكمه جلد 2، ص 39، حديث 251.

حامد | 5:45 - سه شنبه 12 شهریور1387
+

به نام خالق قرآن

سلام

صحبت از ماه رمضانه، همون ماه دوست داشتني و پر از نور! همان ماهي كه وقتي نزديك مي شه دل از اشتياقش به تپش مي افته، و وقتي هم مي خواهد بره، ما را با دست پر مي فرسته، با كوله باري از نورانيت و سازندگي روحي.
طبق قرار هر سال برگشتم تا دوباره با هم اين ضيافت را پر رونق كنيم، مي خواهيم امسال بيش از سالهاي گذشته غرق در تفكرات فرامادي شويم و از باطن بيش از ظاهر بگوييم.

به اميد خدا

 
همانا رسول خدا (ص) همواره مي‏فرمود: «گرداگرد بهشت را دشواريها (مکاره) و گرداگرد آتش جهنم را هوسها و شهوات گرفته است.» آگاه باشيد! چيزي از طاعت خدا نيست جز آن که با کراهت انجام مي‏گيرد و چيزي از معصيت خدا نيست جز اينکه با ميل و رغبت عمل مي‏شود ، پس رحمت خداوند بر کسي که شهوت خود را مغلوب و هواي نفس را سرکوب کند، زيرا کار مشکل، باز داشتن نفس از شهوت بوده که پيوسته خواهان نافرماني و معصيت است. بندگان خدا! بدانيد که انسان باايمان، شب را به روز، و روز را به شب نمي‏رساند جز آنکه نفس خويش را متهم مي‏داند، همواره نفس را سرزنش مي‏کند، و گناهکارش مي‏شمارد، پس در دنيا چونان پيشينيان صالح خود باشيد، که در پيش‏روي شما درگذشتند و همانند مسافران، خيمه خويش را از جا درآورند و به راه خود رفتند.

ويژگيهاي قرآن:
آگاه باشيد! همانا اين قرآن پنددهنده‏اي است که نمي‏فريبد، و هدايت‏کننده‏اي است که گمراه نمي‏سازد، و سخنگويي که هرگز دروغ نمي‏گويد. کسي با قرآن همنشين نشد مگر آنکه بر او افزود يا از او کاست، افزودن در هدايت و کاهش از کوردلي و گمراهي. آگاه باشيد کسي با داشتن قرآن، نيازي ندارد، و بدون قرآن بي‏نياز نخواهد بود ، پس درمان خود را از قرآن بخواهيد، و در سختيها از قرآن ياري بطلبيد، که در قرآن درمان بزرگترين بيماريها يعني کفر و نفاق و سرکشي و گمراهي است، پس به وسيله قرآن خواسته‏هاي خود را از خدا بخواهيد، و با دوستي قرآن بخدا روي آوريد، و به وسيله قرآن از خلق خدا چيزي نخواهيد، زيرا وسيله‏اي براي تقرب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد. آگاه باشيد، که شفاعت قرآن پذيرفته‏شده، و سخنش تصديق مي‏گردد، آن کس که در قيامت، قرآن شفاعتش کند بخشوده مي‏شود، و آن کس که قرآن از او شکايت کند محکوم است، در روز قيامت ندادهنده‏اي بانگ مي‏زند که: «آگاه باشيد امروز هر کس گرفتار بذري است که کاشته و عملي است که انجام داده، جز اعمال منطبق با قرآن.» پس شما در شمار عمل‏کنندگان به قرآن باشيد، از قرآن پيروي کنيد، با قرآن خدا را بشناسيد، و خويشتن را با قرآن اندرز دهيد، و راي و نظر خود را برابر قرآن متهم کنيد، و خواسته‏هاي خود را با قرآن نادرست بشماريد.

تشويق به اعمال نيکو
عمل صالح! عمل صالح! سپس آينده‏نگري! آينده‏نگري! و استقامت! استقامت! آنگاه، بردباري! بردباري! و پرهيزکاري! پرهيزکاري! براي هر کدام از شما عاقبت و پايان مهلتي تعيين‏شده، با نيکوکاري بدانجا برسيد، و همانا پرچم هدايتي براي شما برافراشتند، با آن هدايت شويد، و براي اسلام نيز هدف و نتيجه‏اي است به آن دسترسي پيدا کنيد، و با انجام واجبات، حقوق الهي را ادا کنيد، که وظائف شما را آشکارا بيان کرده و من گواه اعمال شما بوده و در روز قيامت از شما دفاع مي‏کنم و به سود شما گواهي مي‏دهم.
از خطبه 175 نهج البلاغه
 
 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.SHiaTheme.ir