سوره مباركه حديد، آيه 21 : «سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ»
«به پيش تازيد براى رسيدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمين است و براى کسانى که به خدا و رسولانش ايمان آوردهاند؛ آماده شده است، اين فضل خداوند است که به هر کس بخواهد مىدهد؛ و خداوند صاحب فضل عظيم است!»
يكي از انگيزه هاي قوي براي تحرك بخشيدن در انسان، رقابت و پيشي گرفتن است. خيلي از اوقات، اگر ما باشيم و خودمان مي بينيم آنچنان كه بايد، شور و حرارت لازم براي حركت در ما نيست، اما با قرار گرفتن در يك ميدان رقابتي، انگار سوخت لازم براي حركت به سوي مطلوب فراهم مي شود. به سرعت و با تمام توان بلند شده و مي كوشيم از قافله رقبا عقب نمانيم.
حالا آيا مي توان در امور معنوي هم از اين انگيزه كمك گرفت؟
اگر به ياد حديث معروفي بيفتيم كه آنچه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند، در نگاه اول نتيجه مي گيريم كه آنچه ارزشمند است، مغاير با حالت مسابقه و رقابت است. چرا كه آن كسي كه به امور معنوي به صورت رقابتي نگاه مي كند، مي خواهد به چيزي مافوق دسترسي ديگران برسد و اين يك امر نكوهيده است.
اما خداوند در آيه فوق ما را تشويق كرده به سبقت گرفتن از يكديگر براي رسيدن به مغفرت و بهشت خود(1)، از طرفي هم سبقت گرفتن و براي خود چيزي ارزشمندتر از ديگران خواستن نكوهيده شده است، چگونه اين دو با هم جمع مي شوند؟
در جواب بايد به اين نكته توجه كنيم كه رقابت و مسابقه، مي تواند بدون خودمحوري هم انجام شود. به اين صورت كه هميشه با نگاه كردن به عملكرد افراد جلوتر از خود، انگيزه رسيدن به آن مقام را در خود ايجاد كنيم. پس وقتي مي بينيم كه مؤمني توانسته عملكرد بهتري از ما داشته باشد، ما نيز تلاش مي ورزيم تا بدانگونه عمل كنيم، نه اينكه بخواهيم آن مؤمن، به آن مقام نرسد و موفقيت نداشته باشد. در اين صورت رقباي ما همان برادران ديني ما هستند كه در عين حال كه خيرخواه آنها هستيم و طلب علو درجات برايشان داريم، سعي مي كنيم در تقرب به پروردگار بر آنها سبقت بورزيم.
مثلاً فرض بگيريد خانواده اي در همسايگي شما، پدر خود را از دست داده و يتيم مي شوند. اينجا مؤمنين همسايه، در يتيم نوازي مي توانند با هم رقابت داشته باشند، بدون اينكه هر كسي مانع كمك ديگري شود.
يا مثال ديگر، در صف نماز جماعت مسجد، نماز گزاري سعي مي كند به صف اول برود تا ثواب مخصوص اقامه در صف اول را كسب كنند، اما اگر صف اول پر شده بود، بدون اينكه ناراحت شوند در صف ديگري مي ايستد و مي داند كه چون نيت حضور در صف اول داشته، خداوند كريم، ثواب آن را در نامه عملش مي نويسد.
خداوندا! به ما توفيق و انگيزه فراوان براي رقابت در صف عاشقان وصالت، عنايت فرما!
والسلام
پاورقي:
________________________
(1) کلمه (مسابقه ) که مصدر فعل امر (سابقوا) است به معناى غلبه جويى در رسيدن به هدف است ، به اين که هر يک از دو طرف مسابقه حرکت خود را سريع تر از حرکت حريفش کند، پس در معناى مسابقه چيزى زيادتر از معناى مسارعت هست ، چون مسارعت تنها معناى کوشش در سرعت دادن به حرکت است ، ولى مسابقه هم اين معنا را مى رساند و هم اين را مى فهماند که سرعت دادن بايد طورى باشد زيادتر از سرعت حريف شود.
و بنابر اين ، جمله (سابقوا الى مغفرة ...) تکليفى را مى رساند که زايد بر تکليفى است که آيه شريفه (و سارعوا الى مغفرة من ربکم و جنة عرضها السموات و الارض اعدت للمتقين ) افاده مى کند.
تفسير الميزان، علامه طباطبائي (ره)