سلام بر شما روزه داران عزیز!
آیه 134 سوره نساء : «مَّن كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا بَصِيرًا»
«كسانى كه پاداش دنيوى بخواهند، (و در قيد نتايج معنوى و اخروى نباشند، در اشتباهند؛ زيرا) پاداش دنيا و آخرت نزد خداست؛ و خداوند، شنوا و بيناست.»
آیه 145 سوره آل عمران: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله كِتَابًا مُّؤَجَّلاً وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ»
«هيچكس، جز به فرمان خدا، نمىميرد؛ سرنوشتى است تعيين شده؛ (بنابر اين، مرگ پيامبر يا ديگران، يك سنّت الهى است.) هر كس پاداش دنيا را بخواهد (و در زندگى خود، در اين راه گام بردارد،) چيزى از آن به او خواهيم داد؛ و هر كس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او مىدهيم؛ و بزودى سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد.»
با توجه به این دو آیه، انسانها را از نظر دنیاطلبی و آخرت خواهی به سه قسم می توان تقسیم نمود:
1ـ آنها که تنها به دنبال دنیا هستند
2ـ آنها که هم دنیا و هم آخرت را طالب هستند
3ـ آنها که توجهشان تنها به آخرت است
ادامه مطلب در همين صفحه
قسم اول شامل تمامی کافران می گردد، چرا که آنها اعتقادی به آخرت ندارند تا در راه آباد کردن آن بکوشند همه آرمانهایشان را در همین دنیا می خواهند محقق کنند و اینها به فرموده قرآن، هیچ نصیبی از آخرت نخواهند برد.
اما در میان جامعه مسلمانان هم می توان افرادی یافت که جزء همین دسته هستند. آنها اعمال اخروی انجام می دهند، اما هدفشان از انجام این اعمال تنها دستیابی به نتیجه دنیوی آنهاست، اصلاً توجهی به ثواب اخروی آن ندارند. در حقیقت ایمان این دسته ایمان متزلزل است. انجام دادن امور اخروی به خاطر بدست آوردن وجهه ای در میان مؤمنان است. این دسته جزء منافقینی هستند که در همین سوره نساء از آنها سخت انتقاد می شود:
آنها زشتكارىِ خود را از مردم پنهان مىدارند؛ اما از خدا پنهان نمىدارند، و هنگامى كه در مجالس شبانه، سخنانى كه خدا راضى نبود مىگفتند، خدا با آنها بود، خدا به آنچه انجام مىدهند، احاطه دارد.(آیه 108)
منافقان مىخواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مىدهد؛ و هنگامى كه به نماز برمىخيزند، با كسالت برمىخيزند؛ و در برابر مردم ريا مىكنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمىنمايند! (آیه 142) آنها افراد بىهدفى هستند كه نه سوى اينها، و نه سوى آنهايند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران!) و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت. (آیه 143)
منافقان در پايينترين دركات دوزخ قرار دارند؛ و هرگز ياورى براى آنها نخواهى يافت! (بنابر اين، از طرح دوستى با دشمنان خدا، كه نشانه نفاق است، بپرهيزيد!) (آیه 145)
خیلی عجیب است! خداوند از دو رویی بسیار بیزار است! به حدی که منافق را از کافر هم بدتر می داند، کافر دشمن خداست و این دشمنی را به صراحت اعلام می کند، منافق هم دشمن خداست اما دشمنی خود را در ظاهر به بقیه نشان نمی دهد. چنین شخصی دین خدا را وسیله ای برای رسیدن به اهداف دنیوی خویش قرار می دهد و این خشم بسیار خدا را در پی دارد.
قسم دوم شامل دسته ای از مسلمین است که آخرت را باور دارند، و اعمال اخروی را به خاطر رسیدن به ثواب و خشنودی خداوند انجام می دهند، ولی به خاطر آنکه در دنیا زندگی می کنند، به خواسته های مادیشان هم توجه دارند. ممکن است پیش خود بگویید این قسم از قسم سوم بهتر است، چون راه اعتدال را پیش گرفته است و اگر انسان بخواهد همه توجهش به آخرت باشد، نیازهای خود و خانواده و جامعه اش را نمی تواند تأمین کند.
در اینجا توجه شما را به چند نکته مهم جلب می کنم:
الف ـ یکی از وظایف دینی ما انسانها تلاش در جهت کسب روزی حلال است و اگر شخص مسلمانی این وظیفه را نادیده بگیرد و فقط در پی عبادت های خالص مثل نماز و روزه و کسب علم باشد، دینش کامل نخواهد بود
ب ـ یکی از اصول اعتقادی ما که در قرآن کریم هم به آن اشاره شده، قضا و قدر الهی است. اینکه رزق و روزی همه ما انسانها از پیش تعیین شده است، تلاش ما یکی از مقدمات رسیدن به رزق و روزی است، اما همه اینها منوط به امضاء و خواست خدای متعال است.
با توجه به اصل فوق، ما وظیفه داریم که در طلب رزق و روزی تلاش دنیوی خود را انجام دهیم، اما بدانیم که تلاش ما بدون خواست حق به نتیجه نمی رسد، پس در عمل تلاش کنیم ولی در نیت، از خدای متعال درخواست رزق و روزی کنیم و بدانیم اگر نعمتی به دست ما می رسد، خواست خدا علت اصلی آن است نه تلاش ما.
ج ـ به همان میزان که تلاش نکردن ما و تنبلی ما در برآورده کردن نیازهای مادی مورد نکوهش قرار دارد، غافل شدن از این اصل که هر چه خدا بخواهد همان اتفاق می افتد، هم مورد نکوهش است.
د ـ خیالتان را از این بابت راحت کنم که هیچ امری از سوی خدا نرسیده به این مضمون که تلاش در راه کسب رزق و روزی دنیوی باید با نیت رسیدن به نتیجه انجام گیرد. بلکه برعکس نتیجه گرفتن ملاک نیست، چون نتیجه دست خداست و ما بنابر اصل قضا و قدر اراده مان هیچ نقشی در شکل گرفتن نتیجه نخواهد داشت. (1) پس ما مسؤول نتیجه گرفتن نیستیم، مسؤول صحیح انجام دادن کار هستیم. یک مثال بزنم:
شخصی را در نظر بگیرید که معدنی طلا را کشف کرده، زمان زیادی را صرف می کند تا کوه را بشکافد و به طلاها دست پیدا کند، اما بعد از تلاش بسیار به جای طلا به یک فلز بی ارزش برخورد می کند. این شخص اگر معتقد باشد به اینکه خدا روزی رسان هست، تلاشی را که انجام داده به خاطر وظیفه ای بوده که بر گردنش قرار داشته و آن کسب روزی حلال است. اما می دانسته که اگر خدا نخواهد تلاش او ممکن است ثمربخش نباشد. پس با عدم نتیجه گیری، تلاشش را بی ثمر نمی داند. خدا هم اجر این عمل به ظاهر دنیوی را به او می دهد. و روزی او را از جای دیگر تأمین خواهد نمود.
اما اگر این شخص توجهی به این نداشته باشد که رزق وروزی به دست خداست. تلاشش را برای رسیدن به طلاها انجام داده نه به خاطر اینکه وظیفه اش کسب روزی بوده، و از قضا تلاشش به نتیجه نرسیده است. این شخص با عدم رسیدن به نتیجه مورد نظرش، تلاشش را بی ثمر محسوب می کند و پیش خود می گوید این همه مدت کار بیهوده ای کردم. خداوند هم این عمل را بیهوده و بی اجر قرار می دهد چرا که نیت الهی در آن قرار نداشته است.
قسم سوم: با توجه به مقدمه های فوق احتمالاً نظرتان به قسم سوم تغییر پیدا کرده است. چرا که این قسم بسیار نیکوتر از قسم دوم است. منافاتی هم با کسب روزی و تأمین نیازهای مادی نخواهد داشت. یعنی مؤمن می تواند همه توجهش را به آخرت متمرکز کند و در عین حال از تلاش و کوشش مادی خود در راه تأمین مخارج خود و خانواده خویش و ... کوتاهی نورزد. چون این تلاش را هم عبادت خدا و امری اخروی محسوب می دارد. (2)
خداوند متعال تضمین نموده که رزق و روزی این افراد از جایی که گمان نمی برند، برایشان می رسد (3) و در آخرت هم پاداشی عظیم در انتظارشان هست.
پس راه مستقیم آن است که طلب آخرت کنیم، و طلب آخرت به این است که تمام اوامر الهی را پیروی کنیم، نه اینکه قسمتی را گرفته و قسمتی را رها کنیم. و هر کس چنین نیتی داشته باشد و بدین نیت عمل کند، خداوند متعال در هر دو دنیا به او نعمت عطا می کند.
در تکمیل بحث: با توجه به تفسیر المیزان، قسم چهارمی هم از آیات برداشت می شود که آن فوق همه اینهاست و آن شامل کسانی است که نه به دنیا توجه دارند و نه به ثواب اخروی، بلکه تنها طالب خشنودی پروردگار هستند. حضرت علی (ع) در جنگ احد چنان دلاورانه و از روی اخلاص جنگید که خداوند این قسم از آیه را در شأن وی نازل فرمود: و سنجزی الشاکرین: و به زودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد. این قسم هم اگر چه کانون توجهشان به اجر و پاداش نیست، اما خداوند بهترین پاداشها را در دنیا و آخرت به ایشان عطا می فرماید.
و الحمد لله رب العالمین
پاورقی :
____________________
(1) ما شاء الله لا ما شاء الناس : آنچه خدا بخواهد صورت می گیرد نه آنچه انسانها بخواهند: قسمتی از تعقیبات نماز صبح
(2) قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ : بگو نماز و فروتنی و عبادت و بندگی و آنچه بجا می آورم در زندگی و (هنگام) مردنم برای خدا، پروردگار جهانیان است. سوره انعام آیه 162
(3) وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ : و هر که از (عذاب) خدا بترسد (و اوامرش را انجام دهد) خدای تعالی راه بیرون شدن (از گرفتاریهای دنیا و آخرت) را برای او قرار دهد و او را روزی می دهد از آنجا که گمان نمی برد (و در فکر واندیشه اش نمی گذرد