سوره توبه ـ آيه 114 : «مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ
لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ
أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ»
«براى
پيامبر و مؤمنان، شايسته نبود كه براى مشركان (از خداوند) طلب آمرزش كنند، هر چند
از نزديكانشان باشند؛ (آن هم) پس از آنكه بر آنها روشن شد كه اين گروه، اهل
دوزخند!»
طلب مغفرت يکي از فروع ايمان به پروردگار و خشوع در برابر اوست.
لذا يکي از صفات بارز مؤمنين آن است که زياد استغفار مي کنند. استغفار تنها در جايي
نيست که انسان جاهلانه گناهي مرتکب مي شود، بلکه در همه حالات وجود دارد.
درجه استغفار هر انساني به قدر معرفت
اوست. اگر بداند که حتي عبادتي که با اهتمام کامل آنرا انجام داده،
نمي تواند در خور حق تعالي و ادا کننده حق عبادت او باشد، از اين عبادت هم استغفار
مي کند.
ادامه مطلب در همين
صفحه
يک نوع
استغفار هم که از انسانهاي دلسوز و از خود گذشته سر مي زند، طلب مغفرت براي ديگران
است. يعني از سوي شخص ديگر به درگاه الهي طلب آمرزش کردن. اما اگر آن شخص ديگر، رکن
اوليه استغفار را نداشت که همان ايمان و خضوع باشد، استغفار کردن براي اين شخص امري
لغو و بي نتيجه است. چرا که آن شخص بايد ابتدا در جرگه مؤمنين به خدا وارد شود، و
از دشمني و تکبر در پيشگاه الهي به سمت دوستي و تواضع رو آورد تا در مرحله بعد
بتواند از خدا درخواست رحمت و بخشش نمايد. پس اگر مؤمنين بخواهند از طرف اين شخص
مشرک يا کافر، دعايي کنند، در مرحله اول نبايد طلب آمرزش و بخشش کنند. چرا که
خداوند خود فرموده که هر گناهي را ببخشد، از شرک و الحاد نخواهد گذشت و اين استغفار
امري لغو و بي مورد خواهد بود. البته مي توانند به جاي طلب رحمت، هدايت آنها را از
خدا طلب کنند.
در آيه فوق خداوند، پيامبر (ص) و مؤمنين را از اين استغفار، نهي
نموده است. و شايد علت اين نهي اين باشد که استغفار براي مشرکين و کفار، در کنار
استغفار براي مؤمنين، منجر به يکسان به حساب آوردن مشرکين و اهل ايمان خواهد شد؛ در
حالي که اين دو گروه، کاملاً راه و مقصدشان از هم جداست، يکي در بيابان ظلمت سير
کرده و به اعماق جهنم سقوط مي کند و يکي در وادي نور راه پيموده و به ملکوت اعلي
پرواز مي کند. اين دو حسابشان کاملاً از هم جداست و مؤمن نبايد
همانطور که براي ديگر مؤمنين طلب مغفرت مي کند براي کفار و مشرکيني که به تمام وجود
در ظلمت و تاريکي و هلاکت قرار دارند هم طلب آمرزش کند. بلکه به جاي استغفار
براي آنان، از خدا چنين بخواهد: اگر چنين مشرکيني قابل هدايت هستند اسباب هدايتشان
را فراهم کن! و اگر به هيچ طريق و آيه اي هدايت نخواهند شد و جز به عذاب تو مؤدب
نمي شوند (1)، من نيز آنها را لعنت مي فرستم
و از آنها بيزاري مي جويم.
و اين برائت و بيزاري مرز بين مؤمنين و کفار را پر
رنگ نموده و فاصله فيزيکي و روحي و اعتقادي آنها را بيشتر مي کند که به فرموده
قرآن، هيچ نوع ارتباط و دوستي بين اهل ايمان و اهل شرک و کفر نبايد وجود داشته
باشد.(2)
اما ممکن است کساني که داستان
حضرت ابراهيم (ع) را شنيده اند، بعد از اين نهي از خود بپرسند که چرا حضرت ابراهيم
براي پدرخوانده خود طلب مغفرت مي کرد؟ مگر نه اينکه پدر او هم از مشرکين بود. که در
آيه دوم به اين سؤال پاسخ داده شده (3) و مي
فرمايد که استغفار حضرت ابراهيم قبل از آن بود که مطمئن شود که پدرش قابل هدايت
نيست، وقتي اين امر برايش مسجل شد، خود نيز از اين استغفار دست برداشته و به عکس از
پدرخوانده اش بيزاري جست. (4)
خدايا! بر
سر همه بندگان مؤمنت دست رحمت و عفو بکش! و بندگان کافرت را اگر روزنه اي از هدايت
در آنها وجود دارد، به لطف و کرمت دستشان را بگير و از ظلمت رهايي بخش! و اگر جز به
ديدن عذاب تو هدايت نمي يابند، مرا نيز جزء لعن کنندگان آنها قرار ده!
رَبَّنَا
إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ
أَنصَارٍ(5)
التماس دعا!
پاورقي:
__________________
(1)
إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ
رَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ وَلَوْ جَاءتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ
الأَلِيمَ (يونس/97-96)
(و بدان) آنها كه فرمان پروردگار تو بر
آنان تحقق يافته، (و بجرم اعمالشان، توفيق هدايت را از آنها گرفته هرگز) ايمان
نمىآورند،هر چند تمام آيات (و نشانههاى الهى) به آنان برسد، تا زمانى كه عذاب
دردناك را ببينند! (زيرا تاريكى گناه، قلبهايشان را فرا گرفته، و راهى به روشنايى
ندارند!)
(2) يَا
أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء
... (الممتحنة/1)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! دشمن من
و دشمن خودتان را دوست نگيريد!
(3) وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن
مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ
تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ (توبه /
114)
و استغفار ابراهيم براى پدرش [= عمويش آزر]، فقط بخاطر وعدهاى بود
كه به او داده بود (تا وى را بسوى ايمان جذب كند)؛ امّا هنگامى كه براى او روشن شد
كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست؛ به يقين، ابراهيم مهربان و بردبار
بود!
(4) آيات اوليه سوره الممتحنة به تشريح اين برائت پرداخته
است.
(5) پروردگارا! هر كه را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش
افكنى، او را خوار و رسوا ساختهاى! و براى افراد ستمگر، هيچ ياورى نيست! (آل عمران
/ ۱۹۲)