سوره نحل / آیات 98 و 99: « فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»
« هنگامى كه قرآن مىخوانى، از شرّ شيطان مطرود، به خدا پناه بر! چرا كه او، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مىكنند، تسلّطى ندارد.»
یکی از طرقی که خداوند حکیم، بندگانش را به واسطه آن آزمایش می کند، مکر شیطان است. این که شیطان توانایی دارد به قوه تفکر انسان نفوذ کند و وسوسه هایش را به گوش او برساند، یکی از مهمترین اسباب آزمایش الهی است. چنانکه اگر خداوند متعال، چنین برنامه ای برای انسان تنظیم نکرده بود، به هیچ وجه شیطان را به حریم انسانی قدرت نفوذ نمی داد و در حقیقت شیطان (به صورت ناخواسته) یکی از مأموران الهی است که وظیفه تکمیل وسایل آزمایش انسان را به عهده دارد.
چرا ناخواسته؟ چون شیطان خود چنین قصدی ندارد، او نمی خواهد کار خداوند را پیش ببرد، بلکه برعکس درصدد است که با وسوسه بندگان حق، در برنامه خدا اخلال ایجاد کند، غافل از آنکه کاملاً در جهت پیشبرد برنامه الهی عمل می کند. ضمن آنکه این عمل ناخواسته، هیچ کمکی به نجات او از آتش قهر الهی نخواهد کرد که إنما الاعمال بالنیات، میزان سنجش نیت شخص است نه خود عمل، چرا که در شریعت عارفان حقیقی، هیچ عمل شری در عالم امکان به وقوع نمی پیوندد.
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
ادامه مطلب در همين صفحه
حال که ما شیطانی داریم که هر لحظه در افکار ما وسوسه می کند، راه گریز از مکر این پلید چیست؟ آیه فوق، پناه بردن به خداوند قادر را راه رهایی از تسلط شیطان معرفی کرده است و تضمین نموده که شیطان بر کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل کنند، تسلطی نخواهد داشت.
حال ببینیم توکل حقیقتا چیست و چگونه آنرا کسب کنیم؟
انسان هنگامی که با خطری مواجه می شود، در صدد یافتن سدّی است که به پشتوانه آن از خطر در امان باشد. این مطلب را در قالب مثال بیان می کنیم: شخصی را در نظر بگیرید که در کشتی بزرگی سوار است. ناگهان دریا طوفانی می شود و امواجی بلند اطرافش را احاطه می کند. او این خطر بزرگ را می بیند اما به خاطر پشتوانه محکم و بزرگی که دارد (همان کشتی) خیالش تا حدودی راحت است. این شخص توکل به کشتی کرده است و به خاطر همین توکلش نمی تواند کاملاً او را از ترس امواج رهایی بخشند. حال اگر طوفان شدت گرفته و ارتفاع امواج از ارتفاع کشتی او بزرگتر شوند، در اینجا دیگر نمی تواند به کشتی دل ببندد و ترس تمام وجودش را فرا خواهد گرفت. ناچار به یک وسیله نجاتی بزرگتر از آن کشتی فکر می کند، و به قدرتی می اندیشد که مافوق همه امواج و خطرهاست، یعنی قدرت پروردگارش.
این شخص از نظر قرآن، تنها زمانی که اسباب دیگر را عاجز از نجاتش می بیند، سراغ سبب اصلی (خداوند) می رود و این توکل ارزشی نخواهد داشت.
خداوند از ما انتظار دارد که در همان مرحله ابتدایی هم به او توکل کنیم تا هیچگاه هراسی از غرق شدن نداشته باشیم. مثلاً در همان مثال قبل، شخصی که سوار بر کشتی بزرگ است، و طوفانی شدن دریا را می بیند، پشتوانه خود را پروردگارش قرار دهد نه آن کشتی بی اراده. چرا که همه امور به دست خداوند است و اراده او حاکم بر عالم است. اگر بخواهد نجاتش می دهد ولو کشتی واژگون شود و اگر بخواهد او را غرق می کند، اگر چه کشتی هم آسیبی نبیند.
چنین توکلی برخاسته از ایمانی خالص به یکتایی خالق است. خداوند هم تضمین فرموده که متوکلین بر خودش را از تسلط شیطان ایمن کند که او همان خدایی است که شیطان را بر انسان مسلط گردانده است.
پس یکی از فوائد توکل حقیقی، رهایی از سلطه شیطان رجیم است. اما برای توکل فوائد بسیاری است که ان شاء الله در فرصت های دیگر به آنها می پردازیم.
خداوندا ما را از متوکلین واقعی خودت قرار بده! برحمتک یا ارحم الراحین!
والسلام علی من التبع الهدی!