
به مناسبت مطلب گذشته، به احادیث بسیار تکان دهنده و سازنده،
درباره حضور قلب در نماز و توجه کامل به آن، از کتاب چهل حدیث امام خمینی (ره) توجه
می کنیم، ان شاء الله که بتوانیم در این راه قدم برداریم:
امام سجاد (ع) در هر
شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد در حاليكه باد آن حضرت را چون خوشه كه با وزش
باد به حركت درآيد حركت مى داد. و آن بزرگوار داراى پانصد عدد درخت خرما بود؛ پـس
نـزد هـر درخت خرما دو ركعت نماز ميگزارد. و چون در نماز مى ايستاد، رنگش دگرگون مى
شد. و چون بنده اى خوار در برابر پادشاهى بزرگوار مى ايستاد و اعضاى بدنش از تـرس
خـدا مـى لرزيـد. و چـونـان كـسـى كـه خداحافظى مى كند نماز مى خواند گويا اين آخـريـن نـمـاز اوسـت و بعد از اين ديگر
موفق به خواندن نماز نمى شود. (1)
ادامه مطلب در
همين صفحه
حضرت صادق ، عليه السلام
، كه در تورات نوشته شده است : اى پسر آدم ، فارغ شو
از براى عبادت من ، تا پر كنم قلب تو را از بى نيازى و واگذار نكنم
تو را بـه سـوى طـلب خـويـش ، و بـر مـن اسـت كـه بـبـنـدم راه فـقـر تـو را و پـر
كـنـم دل تـو را از خـوف خـويـش . و اگـر فـارغ نـشـوى بـراى عـبـادتـم ، پـر كـنـم
دل تو را از اشتغال به دنيا، پس از آن نبندم فقر تو را و واگذارم تو را به سوى طلبت
.(2)
روايـت شـده كـه
سـرورمـان ؛ جعفر بن محمد صادق عليه السلام در نماز قرآن تلاوت مى كرد، پس به حالت
غش بيفتاد چون به هوش آمد از حضرت سبب آنرا پرسيدند. پـس بـيـانى فرمود كه معناى آن
اين است : پيوسته آيات قرآن را تكرار كردم تا به حالتى رسيدم كه گويا آيات را از
سوى نازل كننده آنها به مكاشفه و عيان شنيدم ؛ پس تـوان بـشـرى مـكـاشـفـه جـلال
الهـى را تـاب نـيـاورد. (3)
ابـوحـمـزه ثـمـالى گفت
ديدم حضرت سجاد، عليه السلام ، را كه نماز مى خواند، پس عـبـاى آن حـضـرت افـتـاد،
حـضـرت راسـت نـفرمود عبا را تا از نماز فارغ شد. پس ، از آن بـزرگـوار سؤ ال كردم
، فرمود: " واى به تو! آيا مى دانى در حضور كى بودم . همانا از بنده قبول نمى شود
نمازى مگر آنچه را توجه قلب كرده از آن ."عرض كردم : "فدايت شـوم ، هـلاك شـديم ما!
"فرمود: "هرگز، همانا خداوند تمام مى فرمايد آنرا براى مؤ منين به واسطه نافله ها."
(4)
فـرمـود حـضـرت
امـيـر، عـليـه السـلام : نـايـسـتـد در نـمـاز البـتـه هـيـچـيك از شما در حـال
كـسالت و نه در حال چرت زدن ، و انديشه نكند البته در پيش نفس خود، زيرا كه او در
مـحـضـر پروردگار است . و جز اين نيست كه از براى بنده از نمازش آن چيزى است كه
توجه كرده است به آن چيز به قلب خويش از نمازش . (5)
فـرمـود حـضـرت صـادق ،
عـليـه السلام ، به عبدالله (به ابى يعفور): اى عبدالله ، وقـتـى كه مشغول نماز مى
شوى ، مثل كسى كه وداع كند با نماز و ترس آن دارد كه ديگر بـه آن نـرسـد نـمـاز
بـخـوان ، پـس از آن چـشـمت را بدوز به موضع سجودت . تو اگر بـدانـى كـسى در راست و چپت هست نمازت را نيكو به جا
مى آورى ، بدان كه تو پيش روى كسى ايستادى كه او تو را مى بيند و تو او را نمى
بينى .
(6)
فرمود حضرت صادق ، عليه
السلام : همانا من دوست مى دارم از شماها مرد مؤ منى را كه وقـتـى در نـمـاز
واجـبـى ايـسـتاد، اقبال و توجه كند به قلبش به سوى خداى تعالى ، و مـشـغـول نـكند
قلبش را به كار دنيا. نيست بنده اى كه در نمازش توجه كند به سوى خدا بـه قـلبـش ،
مگر آنكه اقبال كند خداوند به سوى او به وجهش ، و قلوب مؤ منان را متوجه كند به سوى
او به محبت بعد از دوستدارى خداوند او را. (7)
اگر خدا خواست، به موضوع حضور قلب و چگونگی تحصیل آن در آینده
نزدیک خواهیم پرداخت.
و من الله التوفیق و علیه التکلان.
پاورقی:
_______________________
(1) بحارالانوار، ج
46، ص 80، تاريخ سيد الساجدين ، باب 5، حديث 75.
(2) اصـول كـافى ، ج 2، ص 83،
كتاب ايمان و كفر، باب العباده ، حديث 1.
(3) فـلاح السائل ، ص 107 و 108، ذكر
ادب العبد فى قرائه القرآن فى الصلاة.
(4) وسـائل الشـيـعه ، ج 4، ص 688، كتاب
الصلاه ، باب 3، از ابواب افعال الصلاه ، حديث 6.
(5) خـصـال ، ص 613، بـاب
الواحـد الى المـاه ، حـديـث 10
(6) ثـواب الاعـمـال و عـقـاب الاعـمـال ، ص 57،
ثـواب الصـلاه ، حـديـث 2،
(7) وسـائل الشـيـعـه ، ج 4، ص 685، كـتـاب الصـلاه
، بـاب 2 از ابـواب افعال الصلاه ، حديث 6.