
از حضرت صادق ، عليه السلام نقل شده كه در تورات نوشته شده است : اى پسر آدم ، فارغ شو از براى عبادت من ، تا پر كنم قلب تو را از بى نيازى و واگذار نكنم تو را بـه سـوى طـلب خـويـش ، و بـر مـن اسـت كـه بـبـنـدم راه فـقـر تـو را و پـر كـنـم دل تـو را از خـوف خـويـش . و اگـر فـارغ نـشـوى بـراى عـبـادتـم ، پـر كـنـم دل تو را از اشتغال به دنيا، پس از آن نبندم فقر تو را و واگذارم تو را به سوى طلبت .(1)
در اين حديث نوراني، خداوند وعده داده که هر کس از بندگانش، در عبادتهايي مثل نماز توجهش به سوي خالق متوجه باشد از احتياجات دنيايي او را بي نياز کند و برعکس اگر توجهش به غير او باشد، او را به خود واگذارد و به احتياجات دنيايي گرفتارش کند. اين حديث يکي از الطاف الهي است و کمک بسياري به ما مي کند که بتوانيم از «فرض ذهني» براي خلاص شدن از مشغوليت هاي ذهني در هنگام نماز بهره بگيريم.
قبل از شروع نماز چنين فرض بگيريد که در خلال خواندن نماز، به هر مسأله دنيايي که فکر کنم، اگر چه ممکن است به نتايجي برسم اما بعد از نماز خداوند به خاطر اينکه در نماز به جاي توجه به عبادت، به آن مسأله توجه کردم، مرا در آن عمل موفق نخواهد کرد و جلوي موفقيتم را در آن خواهد گرفت. اين را براي خود يک قانون پذيرفته شده قرار دهيد. بعد از مدتي خواهيد ديد که ذهنتان در نماز هیچ علاقه ای به تفکر در امور دنيايي نخواهد داشت. چون برداشت او اين است که با اين کار به خود ضرر زده و از تفکر در آن امور دنيايي نتيجه معکوس مي گيرد. و هنگامي که از تفکر در امور دنيايي حذر کند، به مرحله فراغ ذهن رهنمون مي شويد که مقدمه حضور قلب در نماز و توجه به يکتا خداي عالم است.
توضیح کاملتر در همين صفحه
موقعيتي را در نظر بگيريد که درگيري هاي شديدي ذهنتان را به خود مشغول کرده، به گونه اي که نمي توانيد از آن افکار لحظه اي خارج شويد. مثلاً در هنگام رانندگي هستيد ولي بيش از نيمي از حواستان به آن درگيري ها دوخته شده. ناگهان به شما خبري مي رسد که بسيار مهم تر از آن افکار اولي است، اينجاست که تمام آن درگيري هاي اوليه فراموش شده و ذهن شما کاملاً متوجه آن خبر دوم مي شود. اين به خاطر آنست که خبر دوم براي شما از ارزش بالاتري نسبت به اول برخوردار بوده است.
حال اينگونه در نظر بگيريد که قبل از آنکه خبر دوم به گوشتان برسد، صداي اذان را بشنويد، اينجا چگونه برخورد مي کنيد؟ آيا اين خبر که وقت نماز فرا رسيده آن تأثيري را که خبر دوم در شما ايجاد کرد و کاملاً از آن درگيري هاي اوليه خارج شديد، بر شما مي گذارد؟ اگر اينچنين نيست، علتش آنست که اهميت نماز در نزد شما کمتر از خبر دوم بوده است. اگر نماز از همه امور در نزد شما مهم تر باشد، وقت فرا رسيدنش تمام ذهنتان متوجه نماز شده و ناخودآگاه از همه مشغوليت هاي ذهني ديگر خارج مي شويد.
ما در اينجا يک معرفت ديني داريم که ايمان به آن باعث مي شود ذهنمان از همه امور دنيايي خلاصي يابد، و آن اهميت نماز نسبت به همه دنيا و امور آن است. اما همانطور که در مطلب گذشته بيان شد اين معرفت را بايد به حالت ملموس درآوريم و بيان کرديم که روش «فرض گرفتن» روش بسيار خوبي براي ملموس نمودن اين معارف است.
راه حل اول (فرض آخرين نماز عمر) در مطلب قبل بيان شد. اما راه حل دوم:
راه حل دوم آن است که فرض بگيريم که هر تفکر دنيوي که در اثناي نماز ذهنمان متوجه آن شود در نهايت به ضرر خودمان تمام مي شود و خداوند جلو موفقيت ما را در آن امر دنيوي خواهد گرفت. مثلاً بعد از نماز يک خانه مي خواهيد خريد کنيد. طبيعتاً ذهنتان مي خواهد به تفکر در مورد آن خانه و قيمت و ... مشغول گردد، اما چنين فرضي بگيريد که اگر در هنگام نماز، فکر خود را متوجه خريد اين خانه کنيد، خداوند شما را در امر خريد اين خانه ناموفق خواهد ساخت و در نتيجه معامله اي هم اگر انجام دهيد در آن ضرر خواهيد ديد. از آنجا که نفس شما هيچگاه در پي ضرر دنيوي زدن به خود نيست، چنين فرضي در نهايت از حواس پرتي در نمازتان جلوگيري خواهد نمود.
در نهايت متذکر اين مطلب مي شويم که اين راه حلها، راه حلهايي است که در مراحل ابتدائي توصيه مي شود. اما بعد از آنکه ايمان به حقيقت نماز در ما شکل گرفت و قلب ما سرشار از عشق به نماز گرديد و از روي علاقه به سمت آن متمايل شد، ديگر چنين راه حلهايي مطرح نيست و در آنجا صحبت از مراتب ديگر حضور قلب است.
خداوندا! به لطف و بزرگواري خود، عشق به نماز را در دل ما زنده کن به گونه اي که همانند رسول گرامي ات نماز نور چشمان ما و برترين عمل در نزد ما محسوب شود!
پاورقي:
______________________
(1) کتاب «چهل حديث» امام خميني، حديث 27، به نقل از اصـول كـافى ، ج 2، ص 83، كتاب ايمان و كفر، باب العباده ، حديث 1.