
سوره ذاريات / آيات 56-58
:«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ
إِلَّا لِيَعْبُدُونِ مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن
يُطْعِمُونِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ
الْمَتِينُ»
«من جنّ و انس را نيافريدم جز
براى اينكه عبادتم كنند. هرگز از آنها روزى نمىخواهم، و نمىخواهم مرا اطعام كنند.
خداوند روزىدهنده و صاحب قوّت و قدرت است»
خداوند متعال در اين آيه، راه مستقيم خويش را به ما نمايان
نموده و آن اين است که اي انسانها، آفرينش شما چيزي بر نيکوييها و کمالات من نمي
افزايد. من صاحب تمامي هنرها و زيبايي ها و علوم و فنون و قدرت ها هستم. پس آنچه
مرا بر آن داشت که شما را خلق کنم، اين بود که با ديدن اين کمالات، مرا عبادت و
ستايش کنيد و بدانيد که هر چه خوبي که به شما مي رسد از جانب من است و هر چه بدي که
گريبان شما را مي گيرد، به خاطر محدوديت هاي وجودي شماست. (۱)
پس شما هم هدف زندگي خود را با هدف من
هماهنگ کنيد، در اين صورت شما را به مقاماتي از کمال خويش مي رسانم که هيچگاه نمي
توانستيد با تلاش خود به آنها نائل شويد. اگر در جهت رفع محدوديت هاي خويش و کسب
دانش مي کوشيد، بدانيد که همه اين ها مقدمه شناخت صفات الهي است که موجب عبادت از
روي آگاهي مي شود نه اينکه به خودي خود آنها را هدف نهايي قرار دهيد.
ادامه مطلب در
همين صفحه
توضیح بیشتر: بشر خيلي از مواقع در پي رسيدن به پيشرفت
است و وقتي قلمرويي ناشناخته را کشف مي کند، خيال مي کند که او اولين کسي است که
بدين مرحله دست يافته. غافل از آنکه همه اين قلمروهاي کمال، قبلاً توسط موجود ديگري
فتح شده است. آري، پروردگار عالم، با وجود بي نهايت
خويش، همه عرصه هاي کمالي را در اختيار دارد و هيچ نقطه کمالي باقي نمانده که ما
مخلوقات با رسيدن به آن بر آن کمال بيفزاييم.
به بيان ديگر اگر
شخصي بتواند با سعي و تلاش خويش به نقطه کمالي دست پيدا کند و در يکي از زمينه ها و
ابعاد مادي يا معنوي خود را به قله هايي از ترقي برساند، هيچ علمي بر علوم هستي
نيفزوده و هيچ کمالي بر کمالات اضافه نکرده است.
پس اگر هدف خلقت انسان، اين
بود که کمالي بر کمالات افزوده شود و راههاي ناشناخته اي، شناخته شوند، اين هدف،
هدف لغوي است چرا که همه کمالات در وجود پروردگار هستي جمع شده اند و اين تحصيل
حاصل است. در نتيجه هدف هستي بايد چيزي غير از اين باشد.
در آيه فوق پرده
از راز
خلقت برداشته شده و آن اينکه انسانها براي اين آفريده شده اند که
عبادت پروردگار خويش نمايند. اگر بخواهيم اين حقيقت را بازتر کنيم بايد
بگوييم:
خداوند متعال کمالي است نامحدود که هيچ نقصي در آن راه ندارد، پس هيچ
کمالي متصور نيست که او فاقد آن باشد. با اين وجود، اگر دست به خلقت انسان بزند،
هدفش گسترش کمالات نيست، بلکه زمينه اي براي شناخت و ستايش آنهاست. در نتيجه اگر
انسان به سوي کمال فراخوانده شده، نه از جهت خود کمال است، بلکه از اين جهت است که
با رسيدن و درک آن درجه از کمال، به ستايش دارنده آن يعني خالق خويش بپردازد.
از
آنجا که ستايش يک زيبايي، نيازمند شناخت آن است، پس شناخت فرع ستايش و معرفت به خدا
فرع عبادت اوست در نتيجه اگر انسان بخواهد بهترين نوع
عبادت را به جاي آورد، بايد شناخت خود را نسبت به پروردگار خود کامل کند
و تنها در اين صورت است که عطش انسان در رسيدن به کمال بي منتها فروکش مي
کند و به مرحله رضايت کامل مي رسد.
در فرصت هاي آينده، به ياري حق، سعي مي کنيم
در مورد شناخت پروردگار که پيش نياز عبادت اوست، تبادل نظر داشته باشيم.
و
السلام علي من اتبع الهدي
پاورقی:
____________________
(1) «مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ
وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً
وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا» : (آرى،) آنچه از نيكيها به تو مىرسد، از طرف خداست؛ و
آنچه از بدى به تو مىرسد، از سوى خود توست. و ما تو را رسول براى مردم فرستاديم؛ و
گواهى خدا در اين باره، كافى است! (سوره نساء/79)