سوره مبارکه بقره، آيه 118: «وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ»
«افراد ناآگاه گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمىگويد؟! و يا چرا آيه و نشانهاى براى خود ما نمىآيد؟!» پيشينيان آنها نيز، همين گونه سخن مىگفتند؛ دلها و افکارشان مشابه يکديگر است؛ ولى ما (به اندازه کافى) آيات و نشانهها را براى اهل يقين (و حقيقتجويان) روشن ساختهايم.»
تصور کنيد زماني را که پيامبر اکرم (ص) به ميان قوم خود مي آمد و از مبعوث شدنش براي آنان سخن مي گفت، مثلاً به اين مسأله اشاره مي کرد که خداوند خود با من سخن گفته و من فرشته اي نوراني به نام جبرئيل را ملاقات کردم، بعد آنان را دعوت مي کرد که به پروردگار يکتا ايمان آورده و فرمانبردار او گردند. در اين زمان، بعضي پيش خود چنين فکر کردند که محمد (ص) از ما مي خواهد که به خداي يکتا و قدرت و علم او ايمان بياوريم، به خاطر نشانه هاي عظمت او در اين دنيا! اما او خود يک نشانه قوي همراه دارد، خداوند با او سخن مي گويد و فرشته خود را که غير از جنس ما انسانهاست، به او نشان داده است. اگر ما هم چنين نشانه هايي را ببينيم قطعاً ايمان مي آوريم. با اين طرز فکر از پيامبر (ص) درخواست کردند که چرا کاري نمي کني که خدا همانطور که با تو سخن مي گويد، با ما هم سخن بگويد، يا ما فرشته وحي را به چشم ببينيم، اگر چنين کني قطعاً ايمان مي آوريم.
خداوند اين طرز فکر را طرز فکري از روي ناآگاهي مي داند و در ادامه به اين مسأله اشاره مي کند که ما آنچه از نشانه ها که لازمه ايمان است برايتان آشکار کرده ايم، و اگر شما اهل يقين باشيد به همين نشانه ها، ايمان خواهيد آورد. پس طلب نشانه هاي بالاتر نکنيد و هيچ گاه چنين نشانه هايي (تکلم با آنها (1)، مشاهده فرشته وحي) را به آن درخواست کنندگان نشان نداد.
خوب سؤالي که در اينجا به ذهن مي رسد اين است که خوب چه اشکالي دارد اگر خدا چنين درخواستي را عملي کند؟ مگر خدا نمي خواهد که بندگان به او ايمان بياورند، خوب! وقتي با نشانه هاي معمولي و عادي و معجزه ها ايمان نمي آورند، با اين نشانه ها (آشکار کردن عالم غيب بر آنها) مي توان آن بندگان را هم مؤمن کرد!
جواب اين سؤال مي تواند حکمتهاي بسياري را بر ما روشن سازد. اما براي اينکه شما عزيزان هم در اين بحث مشارکت داشته باشيد و از نظرات ارزشمند شما استفاده کنيم، تصميم گرفتم جواب اين سؤال را به مسابقه بگذارم، يک مسابقه تأمل در آيات قرآن.
ان شاء الله تا چند روز ديگر و در پست بعدي به جواب اين سؤال مي پردازيم. ضمن اينکه به 3 نفر از کساني که بهترين و کامل ترين پاسخ را ارائه دهند، هدايايي به رسم يادبود اعطا مي شود.
موفق باشيد!
پاورقي:
________________________________
(1) منظور از تکلم اين نيست که خداوند داراي زبان ظاهري براي تکلم باشد. بلکه همانگونه که با حضرت موسي در طور سينا سخن گفته، منظور است. در واقع خداوند اراده مي کند که اصواتي طبيعي به گوش مخاطب سخنش برسند به طوري که آن مخاطب يقين کند که کسي جز خدا با او سخن نمي گويد.