سوره مباركه بقره/ آيه 267: «يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِي حَمِيدٌ»
«اي کساني که ايمان آوردهايد! از قسمتهاي پاکيزه اموالي که (از طريق تجارت) به دست آوردهايد، و از آنچه از زمين براي شما خارج ساختهايم (از منابع و معادن و درختان و گياهان)، انفاق کنيد! و براي انفاق، به سراغ قسمتهاي ناپاک نرويد در حالي که خود شما، (به هنگام پذيرش اموال،) حاضر نيستيد آنها را بپذيريد؛ مگر از روي اغماض و کراهت! و بدانيد خداوند، بينياز و شايسته ستايش است.»
در حديثي از امام علي (ع)، حب دنيا در مقابل حب خدا قرار گرفته است و حضرت به اين مطلب اشاره فرموده اند كه همچنانكه خورشيد و شب با هم جمع نمي شوند، علاقه به خدا هم با علاقه به دنيا در يك دل جمع نمي شوند. (1)
سؤال اولي كه ممكن است پيش آيد اين است كه چرا بايد اين دو با هم در تضاد باشند. در حالي كه علاقه به دنيا، علاقه به كمالات دنياست، علاقه به خدا هم علاقه به يك كمال برتر است.
در جواب بايد به اين نكته اشاره كنيم كه درست است كه زيور آلات و اموال دنيا هم نوعي وجود و كمال محسوب مي شود، اما مسأله اينجاست كه وقتي يك كمال باعث شود كه از كمال بالاتر، غافل شويم، بايد از آن دل بكنيم. انسان براي كمال محدود خلق نشده، بلكه هدف نهايي براي انسان، رسيدن به كمال بي منتهاست. پس اگر بخواهد چيزي حجاب رسيدن به آن كمال بي منتها شود، اگر چه آن چيز هم خود يك كمال باشد، نكوهيده است.
حجاب چهره جان مي شود غبار تنم خوشا دمي كه از اين چهره پرده برفكنم
حال كه علت و ضرورت خارج كردن علاقه دنيا از دل برايمان روشن شد، به سؤال دوم مي رسيم و آن اينكه علاقه يك امر غير اختياري است، مثلاً ما به يك چيزي علاقه داريم، نمي توانيم به خواست خود، اين علاقه را از دل خود بيرون كنيم. پس چگونه علاقه به دنيا و زيورهاي آن را از بين ببريم؟
جواب: درست است كه علاقه به چيزي، در نگاه اول غير قابل كنترل به نظر مي رسد. اما راه هايي واقعاً عملي براي از بين بردن اين علاقه وجود دارد، كه يكي از مهمترين اين راهها در آيه فوق بيان شده است و آن همان بخشش و انفاق داشته هاي خويش است.
انفاق در منطق قرآن يعني جدا كردن يك چيز دوست داشتني از خود. صرف نظر از اينكه اين چيزي كه انفاق مي شود، به نيازمند مي رسد و اين يك كار نيكوست، خود دل كندن از آن امر دنيايي، خيلي در روح انسان اثربخش است. به راحتي مي تواند علاقه به امثال آن چيزها را از دل انسان بزدايد، اثري كه اگر آن امر دنيايي را به زور ازتان گرفته باشند، باز پديد نخواهد آمد. اما وقتي خود انسان با اختيار خود، يك چيز دوست داشتني را انفاق مي كند، و از آن دل مي كند، به صورت ناخودآگاه علاقه اش نسبت به امثال آن چيزها كم شده يا از بين مي رود.
به همين خاطر است كه در آيه فوق، خداوند متعال سفارش مي كند كه از چيزهايي انفاق كنيد كه برايتان ارزشمندند، اين باعث مي شود كه ديگر دلبسته اينجور اموال و دارايي ها نباشيد، و يكي از بزرگترين پرده هايي كه مانع از پديد آمدن حب الهي در قلب انسان مي شود را از مقابل خود برداشته ايد. (2)
انفاق اثرات مثبت ديگري هم دارد كه به خواست خدا در فرصت هاي بعدي به آنها مي پردازيم.
خدايا! از تو تقاضامنديم كه توفيق يك انفاق با تمام شرايطي كه در عهدنامه خود با ما بيان داشته اي(3)، به ما ارزاني داري تا حب دنيا را از دل هاي ما بركند و حب تو را جايگزين آن كند!
والسلام
پاورقي:
__________________________
(1) إن کنتم تحبون الله، فاخرجوا من قلوبکم حب الدنيا، كیف یدعى حب الله من سكن قلبه حب الدنیا؛... کما أن الشمس والليل لا يجتمعان، کذلک حب الله وحب الدنيا لا يجتمعان
اگر خدا را دوست داريد، دوستي دنيا را از دلتان بيرون کنيد. چگونه ادعاى محبت خدا میكند كسى كه در قلب خود، حب دنیا را جای داده است ؟... همچنان که خورشيد و شب با هم جمع نميشوند، دوستي خدا و دوستي دنيا هم با هم جمع نميشوند. (مستدرک الوسائل - الميرزا النوري ج 21 ص 41-42)؛
(2) در آيه اي ديگر خداوند شرط رسيدن به مقام نيكوكاران را انفاق و بخشش از چيزهايي مي داند كه به آن دلبستگي داشته ايد و اين يكي از بهترين راه هاي عملي براي هر چه كمتر كردن علاقه به زيور آلات دنياست كه نتيجه آني آن بيشتر شدن علاقه به كمال حقيقي است. (َنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ: هرگز به (حقيقت) نيکوکاري نميرسيد مگر اينکه از آنچه دوست ميداريد، (در راه خدا) انفاق کنيد. آل عمران/92)
(3) از شرايطي كه در قرآن آمده:
- براي خشنودي خدا انجام گيرد نه رياي مردم
- از چيزهاي ارزشمندي باشد كه خودتان به آن علاقه داريد نه چيزهايي كه به خاطر كمي يا بي ارزشي، از آنها دل كنده ايد
- بعد از آن منتي بر گيرنده نگذاشته و اذيتي نكنيد كه در اين صورت انفاق بي ارزش شده و نتيجه عكس مي دهد
همچنين مستحباتي هم آمده:
- بهتر است مخفيانه انفاق صورت گيرد
- بهتر است به فقيراني داده شود كه به خاطر خدا در تنگنا قرار گرفته اند و به خاطر شخصيت و آبروي خود، ناداري خويش را پنهان مي كنند.